الا ای که هرگز به گاه سخن!
نه بشنیده کس از تو غیر از نقیض
نه از نظم تو کس شد بهره مند
نه از نثر تو کس شده مستفیض
حکایات نثر تو یکسر سقیم
عبارات نظم تو یکسر مریض
گرفتی به کف خامه بس طویل
نهادی ببر کاغذی بس عریض
جواب یکی شعر من بنده را
نگفتی و شد اوج طبعت حضیض
به کنجی خزیدی زشرمندگی
تو در خانه همچون نساء محیض
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از کسی میپردازد که هیچگاه به سخنانش گوش ندهد و از هنر نظم و نثر او بهرهای نبرد. او میگوید که آثار نثر و نظم آن شخص بیمار و ناقص است و پاسخ شاعر را نمیدهد، که این باعث شرمندگی او میشود. شاعر به وضوح نشان میدهد که این فرد حتی در محیط خانهاش نیز مانند زنان حائض، از گفتوگو و بحث دوری میجوید.
هوش مصنوعی: ای کسانی که هرگز در هنگام صحبت کردن کسی جز مخالفان شما را نشنیدهاید!
هوش مصنوعی: نه کسی از نظم تو بهرهمند شده است و نه کسی از نثر تو بهرهمند شده است.
هوش مصنوعی: داستانهای نثرت کاملاً نادرست و نامناسب است و اشعار تو به طور کلی ناتوان و مشکل دارند.
هوش مصنوعی: تو قلمی بزرگ و بلند در دست گرفتی و بر روی کاغذی عریض و وسیع نقاشی کردی.
هوش مصنوعی: شما به سوال من پاسخ ندادید و این موجب شد که روحیه و احساسات من به نقطهی پائینتری برسد.
هوش مصنوعی: تو از شرم و خجالت به گوشهای پناه بردهای، مانند زنانی که در ایام عذر در خانه مینشینند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چواز فقه ومنطق شدم مستفیض
ندیدم شفائی به حال مریض
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.