رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
رسوا شدن میان کسان اعتبار ماست
ما پیروان پیر خرابات می شویم
بیخود شدن به گوشه میخانه کار ماست
زلف سیه که گرد رخ یار دیدهاید
آن پیچ و تاب حلقه دود شرار ماست
از بهر یار طعنه اغیار میکشیم
با یار ما نظر نکند هر که یار ماست
آن معنیای که هست ز مضمون بینشان
پیوسته صید طغرل عنقاشکار ماست!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره پیروان یک مکتب معنوی است که در جستجوی عشق و حقیقت هستند. تکیه بر ارزشهای رندانه و زیباییهای عشق دارد. شاعر به رسوایی و طعنهها اشاره میکند و بیان میکند که پیروان این مکتب، بیخود شدن در میخانه و ترک دنیا را ترجیح میدهند. زیبایی یار و پیچ و تاب زلفش را به طعنههای دیگران نسبت میدهد و در نهایت به دنبال معنایی عمیقتر هستند که در قالب شکار طغرل تجلی مییابد.
هوش مصنوعی: ما آدمهای رند و زیرکی هستیم و شعار ما این است که اگر در جمع دیگران شناخته شویم و رسوا شویم، این موضوع باعث اعتبار و اهمیت ما خواهد شد.
هوش مصنوعی: ما از پیروان مردی پیر و فهیم میشویم و به همین خاطر، بیخبر از خود به گوشهای از میخانه میرویم؛ این کار ماست.
هوش مصنوعی: موهای سیاه که بر چهره محبوب میریزد، همانقدر پیچ و تاب دارد که حلقههای دود آتش ما.
هوش مصنوعی: برای محبوب خود زخم زبانهای دیگران را تحمل میکنیم. اما کسی که محبوب ما باشد، نباید به محبوب ما نگاه کند.
هوش مصنوعی: معنیای که وجود دارد، نشانهای از محتوای بینشان است که همیشه در جستجوی شکار طغرلعناق ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
سر بر فلک کشیده و فارغ ز کار ماست
پای دلم چو سرو فروشد به خاک مهر
دستی که دستگیر نباشد نگار ماست
در ما نظر فکن ز سر مهر کز غمت
[...]
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
این کار اگر برآید، پس کار کار ماست
ما در میان نار محبت بسوختیم
بعد از فنا مراد دل اندر کنار ماست
هر بلبلی بگلشن ما راه کی برد؟
[...]
خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
ز آنرو به غم خوشیم که دیرینه یار ماست
ما را چه غم که در عقب ششدر غمیم
نقش خیال روی تو تا در دوچار ماست
روزی که عیش و ناز ببخشی به عاشقان
[...]
رندی و شب روی به دو عالم چکار ماست
شکرخدا که دلبر عیار یار ماست
در شام زلف یار چه احیا کنیم شب
گوید بروز وصل که شب زنده دار ماست
بر ما چو خضر شد صفت و ذات و اسم و فعل
[...]
آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
طوفان آتشی است که در روزگار ماست
تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم
تخم محبت همه در کشت و کار ماست
زین آتش نهفته که در خاک میبریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.