گنجور

 
طغرل احراری

گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها

شور محشر می‌شود در کوچه و بازارها

هر نفس در خانه دل نقش تصویرش بود

با پری هائل نمی‌گردد در و دیوارها

گردی از خاک کف پایش به هنگام وصال

بهر دفع نبض هجران می‌کنم تومارها!

در طریق عشق جز وحشت نمی‌باشد دلیل

این سخن را من شنیدستم ز مجنون بارها!

از شمیم حلقه گیسوی عنبرسای او

اهرمن را بگسلد اندر میان زنارها

نیست خوبان جهان را چون لبش خوبانی‌ای

دیده‌ام خوبان عالم را ولی بسیارها

خال مشکین بر رخش دیدم تعجب آمدم

کش بود صحن حرم منزلگه کفارها

یاد جعد طره‌اش در گردنم دامی بود

چون طناب خیمه اندر گردن مسمارها

حل نگردد عقده‌های این معما در دلت

در سواد زلف او باشد بسی اسرارها!

هیچ در ملک جهان طغرل نمی‌باشد چنین

کش برند از عاشقان دل این چنین دلدارها!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها

عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد

[...]

امیرخسرو دهلوی

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها

بهر گمره کردن پاکانست این زنارها

پرده بردار از رخی کان مایه دیوانگیست

کز دماغ عاقلان بیرون برد پندارها

فتنه و جور است و آفت کار زار حسن تو

[...]

سیف فرغانی

ای گل روی تو برده رونق گلزارها

در دل غنچه بسی حسن ترا اسرارها

گر بیاد روی تو آبی خورم در وقت مرگ

بی گل از خاک رهی سر بر نیارد خارها

گل که باشد پیش روی تو که او را چون گیاه

[...]

جهان ملک خاتون

ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها

وز بوی زلف دلکشت آشفته شد بازارها

حال دل پر درد خود پنهان ز تو چون دارمش

سرّی ز تو پنهان بود؟ ای واقف اسرارها

از گلستان وصل او هستند هر کس با نصیب

[...]

جامی

گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها

همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها

چون نقاب افکنده دیدت شاهد گل در چمن

کند ناخن ناخن از رشک رخت رخسارها

پیش خورشیدم چو دیواریست حایل هر رقیب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه