نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را
که سازد چرخ صرف سفله شهد مهربانی را
به نرد مهره غم اسپ مقصد را ز فرزین کن
ز کشت بیاثر حاصل نباشد دانهرانی را!
غم و شادی به عالم تو امین یک بم و زیرند
که در پی شام ناکامیست صبح کامرانی را
به طور قرب دل کس را نباشد محرم رازی
که نتواند کسی در وادی ایمن شبانی را!
به فتوای محبت در سلوک عشق کی باشد
میان عاشق و معشوق گفتار زبانی را؟!
به رمزی کن ادا با یار عرض مدعای خود
که دل هم نیست محرم نکته راز معانی را!
محیط دل که از موج تلاطم شورشی دارد
که میآرد برون جز من گهرهای نهانی را؟!
به دریای سخن تا چند رانی زورق معنی
نهای غواص کی داند سلوک درفشانی را؟!
به رنگ سرمه گردیدم به یاد چشم او طغرل
قضا از موی چینی کرد با من کلک مانی را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تعارضات و پیچیدگیهای عشق و معانی آن میپردازد. شاعر بیان میکند که ذوق و راحتی ارباب معانی نباید در جایی باشد که چرخه دنیا به اصطلاح "سفلهها" را خوشحال کند. او به غم و شادی اشاره میکند که هر دو در این دنیا وجود دارند و نباید به امید صبح موفقیت در شب ناکامی انتظار کشید. همچنین بیان میشود که دل هیچکس نمیتواند راز عشق را درک کند و تنها با زبان اشاره و رمز میتوان دربارهٔ عشق و معشوق صحبت کرد. شاعر تأکید میکند که محبت و عشق فراتر از کلمات است و باید با دل و احساس بیان شود. در نهایت، یادآوری از زیباییها و تأثیرات عشق به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: ذوق و لذت واقعی از فهم و درک عمیق معانی برای کسانی که در سطح نازل و سطحی فکر میکنند وجود ندارد؛ زیرا چرخ روزگار، افراد بیارزش و سطحی را به حلاوت و شیرینی محبت و مهربانی نمیرساند.
هوش مصنوعی: غم مانند نردبانی است که ما را به مقصود نمیرساند و تنها با تلاش و کوشش میتوان به دستاوردی رسید. اگر از مزرعهای که ثمر ندارد، دانه بپاشیم، چیزی حاصل نخواهد شد.
هوش مصنوعی: غم و شادی در جهان به تو اعتماد دارند؛ آنها به گونهای هستند که در پی تاریکی شب ناامیدی، روز خوشبختی را جستجو میکنند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به عمق اسرار دل دیگری پی ببرد، مگر آنکه خود در مسیر امن و آرامش قرار داشته باشد.
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، چه نیازی به کلام و گفتار است وقتی که دلها به یکدیگر پیوند خوردهاند؟
هوش مصنوعی: به طریقی رمزآلود با عشق خود صحبت کن و خواستهات را بیان کن، زیرا حتی دل هم نمیتواند به رازهای معنای این کلمات پی ببرد!
هوش مصنوعی: دل من در حال و هوای آشفتهای قرار دارد و تنها چیزی که میتواند از اعماق آن بیرون بیاید، احساسات و رازهای پنهانی من است.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی با کلمات و سخنان خود به دریا بپردازی، اما معنای واقعی آن را نمیفهمی؛ غواص چطور میتواند سفر در عمق دریا را بشناسد اگر خود در دریا نیست؟
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری چشمان او، رنگ سرمهای به خود گرفتم. قضا و تقدیر، همچون طغرلی، با موی چینی من را آراسته است و اثر من بهگونهای ایجاد شده که یادآور نقاشیهای مانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان دانش و معنی ، شهاب الدّین تویی آنکس
که چشم عقل کم بیند ، چو تو بسیار دانی را
ز رای سالخوردت دان ، شکوه بخت برنایت
مربّی آنچنان پیری، سزد جوانی را
ز قحط مردمی عالم ، چنان شد خشک لب تا لب
[...]
عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
مهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی را
چو چشمی مقترن گردد بدان غیبی چراغ جان
ببیند بیقرینه او قرینان نهانی را
یکی جانِ عجب باید که داند جان فدا کردن
[...]
نظر از جانب ما کن زکات زندگانی را
دلی ده باز ما را صدقة جان و جوانی را
به بوسی از سرم کردن توانی دفع صفرا را
به بویی از دلم بردن توانی ناتوانی را
چه بادش گر به دلداری دمی با بی دلی داری
[...]
کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را
به قدر روز محشر طول دادی هر زمانی را
سئوالی کن ز من امروز تا غوغا به شهر افتد
که اعجاز فلانی کرده گویا بی زبانی را
به هر جنسی که می گیرند اخلاص و وفا خوب است
[...]
از آن چشمی که میداند زبان بیزبانی را
نکویان یاد میگیرند طرز نکتهدانی را
به نزد آنکه باشد تنگدل از دست کوتاهی
درازی عیب میباشد قبای زندگانی را
نمیخواهی که زخمت را به مرهم احتیاج افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.