گنجور

 
طغرل احراری

ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم

که شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم!

شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویش

همین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم

چه می‌پرسی به مجنون نسبت رسوایی ما را

توان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم!

به رنگ بی‌خودی چون ناله می‌خواهم روم سویش

خیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم

درین وادی غبار جرأتم ز آرام رم دارد

که چون وحشت به زیر سایه مژگان نخچیرم

سمند ناله‌ای در زیر بار سرمه کی ماند!

به قلاب نفس از راه خاموشی زمینگیرم!

خدنگ فکر من باشد حریف هر نشان طغرل

تو پنداری که از بال رسا آمد پر تیرم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جهان ملک خاتون

بیا ای سرو ناز من روان تا در برت گیرم

گهی دست تو را گیرم گهی در پای تو میرم

اگر کامم به ناکامی رسانی از شب وصلم

به روز حشر برخیزم به حسرت دامنت گیرم

طبیب من چو دردم دید در دم گفت بیچاره

[...]

جامی

چو آنم دسترس نبود که روزی دامنش گیرم

روم باری به حسرت زیر بار توسنش میرم

من ار بار سفر می بندم از خاک درش باری

تو باش ای جان که خواهی از سگانش عذر تقصیرم

پس از مردن به خاکم گر زیارت آیی ای محرم

[...]

صائب تبریزی

از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم

که چون برگ خزان دیده است روز دست تدبیرم

ز اقلیم اثر برگشتن آه من نمی داند

به عنقا می رساند نسبت خود را پرتیرم

اگر غافل به صید بیگناهی شست بگشایم

[...]

سیدای نسفی

به دام دلبری افتاده ام گمگشته تدبیرم

سراپا وحشتم در کوی او آهوی تصویرم

ضعیفم بر تمنای دل خود بس نمی آیم

هوس دیوانه و باریکتر از موست زنجیرم

عصا از خانه ام ننهاده چون پرگار پا بیرون

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سیدای نسفی
بیدل دهلوی

چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم

که آواز پر طاووس می‌آید به زنجیرم

دلم یک ذره خالی نیست از عرض مثال من

بهارم هر کجا رنگیست می‌نازد به تصویرم

کتاب صلح کل ناز عبارت برنمی‌دارد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه