ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرم
که شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم!
شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویش
همین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم
چه میپرسی به مجنون نسبت رسوایی ما را
توان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم!
به رنگ بیخودی چون ناله میخواهم روم سویش
خیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم
درین وادی غبار جرأتم ز آرام رم دارد
که چون وحشت به زیر سایه مژگان نخچیرم
سمند نالهای در زیر بار سرمه کی ماند!
به قلاب نفس از راه خاموشی زمینگیرم!
خدنگ فکر من باشد حریف هر نشان طغرل
تو پنداری که از بال رسا آمد پر تیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات روحی و عاطفی شاعر میپردازد که تحت تأثیر یک عشق عمیق و پیچیده قرار دارد. شاعر از حالتی نامعلوم و غمانگیز صحبت میکند که باعث شده تا به سوی محبوبش پرواز کند. او در خیال روی معشوق زندانی است و این خیال را به عنوانی خواب تعبیر میکند. شاعر از احساس جنون و رسوایی سخن میگوید و میخواهد عمق بیخودی و عشق خود را با نالهای به محبوب برساند. همچنین، او به چالشهای درونی خود و تمایلش به بروز جرأت در میان ترس و وحشت اشاره میکند و میگوید که بار سنگین احساساتش او را تحت فشار قرار داده است. در نهایت، شاعر به سختیهای خود در مسیر عشق و آرزوی رسیدن به محبوب اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی باعث شده که در آغاز آفرینش به من شکل دادهاند و پرواز رویاهایم را ممکن کردهاند، به طوری که تصویرم مانند پرندهای افسانهای آزاد شده است.
هوش مصنوعی: شبی، مانند زلف او، در خیال دوری از چهرهاش فرو رفتم و همین داستان، بزرگترین آرزو و خواب من در صبح است.
هوش مصنوعی: چرا از مجنون دربارهی رسوایی ما سوال میکنی؟ کسی نمیتواند راز دیوانگی ما را از صدای ساز و نغمههای زیرینش درک کند!
هوش مصنوعی: در حالتی از بیخودی و ناهماهنگی به سر میبرم و مانند ناله، به سوی او میروم. تصویر زلف یا مویی که رنگش سیاه است، انگار زنجیری است که مرا به خود کشیده است.
هوش مصنوعی: در این دیار، جرات من از آرامش دور است و مانند آن است که وقتی ترس در زیر سایه مژههایم قرار دارد، به سمت شکار میروم.
هوش مصنوعی: این جمله به احساس غم و نالهای از درون اشاره دارد. روح و جان شخص به خاطر بار سنگین غم و اندوه، تحت فشار قرار گرفته و به نوعی زمینگیر شده است. این احساس به گونهای است که هر چقدر تلاش کند، نمیتواند از زیر بار این غم رها شود و در سکوتی عمیق به سر میبرد.
هوش مصنوعی: فکر من همچون تیر و کمان است که میتواند هر نشانی را هدف بگیرد. تو اینگونه به نظر میرسی که از ارتفاع بلند به سوی من حمله کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا ای سرو ناز من روان تا در برت گیرم
گهی دست تو را گیرم گهی در پای تو میرم
اگر کامم به ناکامی رسانی از شب وصلم
به روز حشر برخیزم به حسرت دامنت گیرم
طبیب من چو دردم دید در دم گفت بیچاره
[...]
چو آنم دسترس نبود که روزی دامنش گیرم
روم باری به حسرت زیر بار توسنش میرم
من ار بار سفر می بندم از خاک درش باری
تو باش ای جان که خواهی از سگانش عذر تقصیرم
پس از مردن به خاکم گر زیارت آیی ای محرم
[...]
از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
که چون برگ خزان دیده است روز دست تدبیرم
ز اقلیم اثر برگشتن آه من نمی داند
به عنقا می رساند نسبت خود را پرتیرم
اگر غافل به صید بیگناهی شست بگشایم
[...]
به دام دلبری افتاده ام گمگشته تدبیرم
سراپا وحشتم در کوی او آهوی تصویرم
ضعیفم بر تمنای دل خود بس نمی آیم
هوس دیوانه و باریکتر از موست زنجیرم
عصا از خانه ام ننهاده چون پرگار پا بیرون
[...]
چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم
که آواز پر طاووس میآید به زنجیرم
دلم یک ذره خالی نیست از عرض مثال من
بهارم هر کجا رنگیست مینازد به تصویرم
کتاب صلح کل ناز عبارت برنمیدارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.