اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگ
به پیش روی تو گل میرود ز رنگ به رنگ
به صید شیردلان جهان به صیادی
غزال چشم تو هر دم کند کمین پلنگ
به یاد آن قد موزون فتادهام از پا
نشان تیر من آمد کمانخانه چنگ
به غیر ساز فراقت که آورد دیگر
نوای نغمه عشاق را بدین آهنگ؟!
به باغ حسن ز خوبان چه سرو ممتازی
سوی تو نسبت خوبان بود تخیل بنگ
طریق مدح تو من آنقدر نمودم طی
شدم به صفحه آفاق همچو مصرع لنگ
دلت چو قطعه سنگ است که آتشینخویی
که نیست مسکن آتش به غیر سینه سنگ
شکست رونق بازار نقش تصویرت
نگارخانه چینی و کارگاه فرنگ
به نزد محنت روز فراق یار مرا
برابر است دم اژدها و کام نهنگ
خوشا ز مصرع دریای معرفت طغرل
حباب بست نفس بس که دید قافیه تنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تماشای زیباییها و لطافتهای عشق و معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از عبارات زیبا و استعارههای غنی، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوقش توصیف میکند. او به حرکت گلها و شکار دلها اشاره میکند و یادآور میشود که زیبایی و جذابیت معشوقش چنان است که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن شود. همچنین، بیان میکند که سرود عشق تنها با یاد او و در فراقش به وجود میآید. شاعر با حسرت به جدایی از معشوق مینگرد و میگوید درد فراق به اندازهی خطرات بزرگ است. در نهایت، او به عمق و تنگی قافیهها در بیان اشعارش اشاره میکند و احساسات خود را به طریق شناخت و معرفت در عشق ابراز میکند.
هوش مصنوعی: اگر با ناز و غمزه به سمت باغ بیاوی، گلها به خاطر زیبایی تو خود را به عرضه میگذارند و به رنگهای مختلف درمیآیند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که چشمان تو مانند یک شکارچی ماهر در کمین نشسته است و استعداد جذب و تسخیر دلهای شجاع و قوی (شیر دلان) را دارد. به عبارتی، جذابیت و گیرایی نگاه تو میتواند دلیریها و عظمتها را به خود جلب کند، همانند پلنگ که در حال کمین است.
هوش مصنوعی: به یاد آن محبوب لاغر و زیبا هستم که باعث شد از پا بیفتم، و احساس میکنم تیر عشق من با نیروی یک کمان به دل نشسته است.
هوش مصنوعی: جز صدای ساز جدایی تو، دیگر چه نغمهای از عاشقان با این لحن به گوش میرسد؟
هوش مصنوعی: در باغ زیباییها، بین خوبان، سرو خاصی وجود دارد که به تو شباهت دارد. با خیال خود توجه کن که چه زیباییهایی در تو نهفته است.
هوش مصنوعی: من آنقدر در ستایش تو کوشش کردهام که توانستم به دورترین نقاط عالم برسم، مانند یک بیت شعر که ناتمام است.
هوش مصنوعی: دل تو مانند یک تکه سنگ است و به دلیل سردی و یخ بستگی، جایی برای آتش ندارد، جز در سینه خود سنگ.
هوش مصنوعی: شکست رونق و زیبایی بازار که در آن تصویر تو وجود داشت، مانند یک گالری هنری چینی و کارگاههای هنری در غرب است.
هوش مصنوعی: در زمان جدایی از محبوبم، سختی و دردش برای من بهاندازه نفس کشیدن اژدها و خواری نهنگ است.
هوش مصنوعی: دریای معرفت و دانش طغرل همچون حبابی است که به آرامی شکل میگیرد و میفروشد، و این نشاندهنده این است که نفس و روح او به حدی پخته و متجلی شده که به زیبایی و ظرافت قافیهها دقت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت
همی دراید در روی تو از آن آژنگ
اگر نخواهی بر دشت ساوه شو بنشین
وگر بخواهی درشو بقلعۀ بشلنگ
خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
بر آوردندهٔ نام و فرو برندهٔ ننگ
شَهِ ستوده به نام و شه ستوده به خوی
شهِ ستوده به بزم و شهِ ستوده به جنگ
چو آفتاب سر از کوه باختر بر زد
[...]
ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ
کشیر رایت پروین نمای بر خرچنگ
مشعبد آمد پروین او ، که در دل کوه
چو وهم مرد مشعبد همی نماید رنگ
سپهر رنگین زو گشت کوه سیم اندود
[...]
شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگ
میی بسان عقیق و گداخته چون زنگ
به دست راست شراب و به دست چپ زلفین
همیخوریم و همی بوسه میدهیم به دنگ
نبیذ و بوسه تو دانی همی چه نیک بود
[...]
ایا فروخته از فر و طلعتت او رنگ
زدوده رای تو ز آیینه ممالک زنگ
بلند رای تو خورشید گنبد دولت
خجسته نام تو عنوان نامه فرهنگ
ز نور رای تو مانند روز گردد شب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.