گنجور

 
طغرل احراری

صبح صادق از طلوع معنی‌ام آگاه بود

بر مبارکباد طبعم مهر جای ماه بود

نظم شیرینم اگر کلک عطارد می‌نوشت

دست ناهید از ترنم یک قلم کوتاه بود

مریم فکرم مسیح از عین معنی زاده است

نقد اشعارم نخستین مشتری دلخواه بود

کار صد بهرام خواهم کرد با تیغ زبان

زان که از حل نکات من زحل در آه بود

از کلام خویشتن در اوج معنی طغرلم

این همه صافی به اصل گوهرم همراه بود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جامی

خواجه ای کش معنی فقر از ازل همراه بود

ناصرالدین نصرة الدنیا عبیدالله بود

وحشی بافقی

بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود

بنده بودیم و زبان ماجرا کوتاه بود

حق یاریهای سابق گر نبستی راه نطق

درجواب این که گفتی نکته‌ای در راه بود

پیش ازینم جان فزودی لذت دشنام او

[...]

بیدل دهلوی

چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بود

هر کجا گل ‌کرد روز ما همان بیگاه بود

بر خیال پوچ خلقی تردماغ ناز سوخت

شعله هم مغرور گل از پرده ‌های کاه بود

فهم ناقص رمز قرآن محبت درنیافت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه