آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
ننگ هستی آبروی نیستی یاد آورد؟!
خامه میلغزد ز دستش از کمال لاغری
صورت ما بر قلم هرگه که بهزاد آورد
حلقه کن دام امید از حلقه گیسوی او
تا قضا نخچیر ما در دام صیاد آورد
سر خط ما را سفیدی نیست این بخت سیه
شادکامی را کجا در طبع ناشاد آورد؟!
غیر زلفش دادرس نبود که در پایش فتد
مردم چشمش اگر آیین بیداد آورد
سبزه نبود بر لبش اندر کمال عاشقان
مرشد طور محبت خط ارشاد آورد!
میدهد از پرده «عشاق » آهنگ نوا
هرکجا ساز خود آن شوخ پریزاد آورد
یک چمن سنبل به دوش افکنده شمشاد قدش
از برای پایبند سرو آزاد آورد
میشود آگه سر مویی ز رمز زلف او
خویش را هرکس به زیر نخل شمشاد آورد
بانی چشم تو را نازم که در تعمیر دل
نسخهای اندر بغل بیطرح استاد آورد!
کی برد شهد وصال از تلخی هجرش گرو
گر کسی افسانه شیرین به فرهاد آورد؟!
نیستم غمگین اگر امروز صراف سخن
بهتر از من در عروس معنی داماد آورد
آفرین طغرل برین مصرع که بیدل گفته است
قید خود داری جنون بر طبع آزاد آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از آتش عشق شکایت میکند که او را به خاک میسوزاند و یادآور ننگ هستی است. او خلق و خویی را توصیف میکند که به واسطه عشق به لاغری و فرومایگی دچار شده و حتی نمیتواند خوب بنویسد. شاعر از عشق و امید به وصال معشوق سخن میگوید، اما در عین حال به بدبختی و ناامیدی خود نیز اشاره میکند. در ادامه، او وصف زیبایی معشوق و علائم عشق را به تصویر میکشد و از تلخی فراق مینالد. در نهایت، شاعر به تأثیرگذار بودن اشعارش بر دیگران اشاره میکند و به اهمیت عشق و جنون در زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: آتش عشق که من را به خاکستر بدل کرد، آیا این ننگ و عار از زندگی ارزش یادآوری ندارد؟
هوش مصنوعی: خامه به خاطر لاغری و زیبایی ما از دست او میافتد، هر بار که بهزاد آن را به قلم میکشید.
هوش مصنوعی: حلقه موهای او را به عنوان دام امید در نظر بگیر، چرا که سرنوشت ما در دست شکارچیان قرار دارد.
هوش مصنوعی: در زندگی ما هیچ نشانهای از خوشبختی و شادی وجود ندارد. این شانس بد چگونه میتواند خوشحالی را در دل کسی که به طور طبیعی غمگین است، بیاورد؟
هوش مصنوعی: هیچکس جز زلف محبوب نمیتواند به یاری کسی بیاید که در دام عشق او گرفتار شده و اگر چشمانش ستم کند، کسی را یاری نمیدهد.
هوش مصنوعی: در چهره او هیچ نشانهای از سبزه و سرسبزی نیست، اما در او کمال عشق و محبت به چشم میخورد. او مانند مرشدی است که راهنماییهای عشق را با دقت ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: عشاق به هر کجا که بروند، با نغمهها و آهنگهای خود، زیبایی و شادابی را به همراه میآورند. آنها به مانند یک پری سر زنده و شوخ، ساز خود را به همراه دارند و لحظات خوشی را ایجاد میکنند.
هوش مصنوعی: یک چمن سنبل به دوش دارد و شمشاد به خاطر قدش، به کمک پایبند سرو آزاد آمده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی سر سویی از رازهای موهای او را بداند، میتواند خودش را زیر سایه نخل زیبایی آرام کند.
هوش مصنوعی: چشم تو را به خاطر زیباییاش تحسین میکنم، چرا که در بهبود دلها، نسخهای در آغوش دارد که بدون نقشه و برنامهریزی استادانه، دردها را درمان میکند!
هوش مصنوعی: آیا کسی توانسته از تلخی جدایی او، شیرینی وصلش را بچشد؟ اگر کسی داستان شیرین عشق فرهاد را به او بیاورد، آیا میتواند درد فراق را فراموش کند؟
هوش مصنوعی: من امروز غمگین نیستم اگر کسی بهتر از من بتواند زیباییهای کلام را در معنای دلنشین ارائه دهد.
هوش مصنوعی: طغرل به خاطر این جملهی زیبای بیدل تحسین میشود که میگوید عشق و جنون نمیتواند آزادی طبیعت را محدود کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لب بهخاموشی فشردم نالهجوشید ازنفس
قید خودداری جنون بر طبع آزاد آورد
همین شعر » بیت ۱۳
آفرین طغرل برین مصرع که بیدل گفته است
قید خود داری جنون بر طبع آزاد آورد
چون شمالی باد بوی بید و شمشاد آورد
بوی او زلفین دلبند مرا یاد آورد
بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را
گنج باد آورد می خواهم اگر باد آورد
بس که آن بدخو مرا بی بهره می خواهد ز وصل
می کند خود را فرامش، گر ز من یاد آورد
پیکرم چون تیشه تا از جان کنی یاد آورد
سر زند بر سنگی و پیغام فرهاد آورد
لب بهخاموشی فشردم نالهجوشید ازنفس
قید خودداری جنون بر طبع آزاد آورد
در شهادتگاه بیباکی کم از بسمل نیام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.