ندانم ساغر عشرت کرا سرشار میگردد
که امشب چشم ساقی چون قدح بیدار میگردد!
رگ دست مریض عشق دارد شوخی دیگر
فلاطون از خمار نبض او بیمار میگردد
بلندیهای سرو از پستی اقبال قمری شد
نباشد آه بلبل در چمن گل خوار میگردد
خیال طره لیلی بود زنجیر پای او
اگر مجنون ما در کوچه و بازار میگردد
به هر محفل که شمع عارض او پرتوافکن شد
چو من پروانه بر گرد سرش بسیار میگردد
اگر از مشکلات زلف او نحوی کنی روشن
خفای درس الفت معنی تکرار میگردد
کشاید هر که بر رویش دری از خانه حیرت
ولی نقش وجودش صورت دیوار میگردد
به دست اهرمن چون شانه گر آید سر مویی
سواد کفر زلفش حلقه زنار میگردد
شدم پروانه این مصرع بیدل ازآن طغرل
چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از نشانهها و جلوههای عشق سخن میگوید و به بررسی حالات و عواطف ناشی از آن میپردازد. او از تأثیرات معشوق بر وجودش و فضای پیرامونش میگوید، از شور و شوقی که حضور معشوق در او ایجاد میکند و از اینکه چگونه زیبایی و وجود او میتواند زندگی را دگرگون کند. به طور کلی، شعر نمایانگر عمیقترین احساسات عاشقانه و تأثیر آن بر جان و روح شاعر است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کسی است که امشب از لذت و شادمانی ساغر پر میشود، اما به نظر میآید که چشمان ساقی به اندازه یک جام بیدار و هوشیار شدهاند!
هوش مصنوعی: عشقی که در دل احساس میشود، به حالت خاصی دچار شده است و حتی دانشمندی همچون فلاطون هم نمیتواند از حالتی که این عشق به او میدهد، رهایی یابد. این عشق آنچنان عمیق و تاثیرگذار است که میتواند حال انسان را تغییر دهد و او را بیمار کند.
هوش مصنوعی: بلندیهای درخت سرو به خاطر خوششانسی پرنده قمر، بالا رفته است و در چمن، بلبل بیدلیل افسوس نمیخورد، زیرا گلها به جای آنکه پژمرده شوند، در حال شکوفایی و زیبایی هستند.
هوش مصنوعی: تصور زیبایی موی لیلی مانند زنجیری است که پای او را بسته است، اگر نه، چرا مجنون در کوچه و بازار اینگونه سرگردان است؟
هوش مصنوعی: هر جا که او با زیباییاش نور افشانی کند، من همچون پروانهای دور او میچرخم و به تماشا میایستم.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی مشکلات و رازهای زلف او را بشناسی، مفهوم عشق و دوستی برایت واضح میشود و تکرار میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که دری به روی حیرت گشوده باشد، اما وجودش همچون دیواری بیروح و بیحالت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: زمانی که شیطان به دست انسان بیفتد، به گونهای میرسد که اگر تنها یک تار موی او را ببیند، آن تار موی شگفتانگیز کفر و گمراهی به دور خود میپیچد.
هوش مصنوعی: به شدت مجذوب و شیفته این شعر هستم، مانند پروانهای که به دور شمع میچرخد. این احساس مرا پر از آگاهی و ادراک میکند، به گونهای که تمام وجودم را پر از نور و دانایی میسازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد
به هرجا پا زنم آیینهای بیدار میگردد
همین شعر » بیت ۹
شدم پروانه این مصرع بیدل ازآن طغرل
چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار میگردد
همه شب در دلم آن کافر خونخوار میگردد
حریر بسترم در زیر پهلو خار میگردد
سرم را خاک خواهی دیدن اندر کوی او روزی
که دیوانه دلم گرد بلا بسیار میگردد
مشو رنجه به تیر افگندن، ای ترک کمانابرو
[...]
صبا افتان و خیزان گرد گل بسیار میگردد
ضعیف است از دویدن دم به دم بیمار میگردد
چنان ضیق النفس دارد که گر سرعت کند در ره
بر او از ناتوانی دم زدن دشوار میگردد
مگر او را ز اقبال سلیمان است این دولت
[...]
کسی کو شب به بالین من بیمار میگردد
دلش از نالههای زار من افگار میگردد
غم من خور خدا را پیشتر زان دم که گویندت
فلان دیوانه گشته گرد هر بازار میگردد
رخت بنما که بر من جان سپردن در دم آخر
[...]
نسیم نوبهاران بر دماغم بار میگردد
گل بیخار در پیراهن من خار میگردد
تن خاکی نگیرد پیش راه پاکدامانان
که در بر روی یوسف باز از دیوار میگردد
نهد احسان ساقی تاج لعل از بادهاش بر سر
[...]
چو آیینه خیالش در دلم بسیار میگردد
تَذَرْوی در میان سبزهٔ زنگار میگردد
رهی میباشد از دلها به سوی یکدگر، اما
اگر آید غباری در میان دیوار میگردد
اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.