تن ما سرشته خون، دل ما چکیده غم
چه عجب که در جوانی، قد ما شود خمیده
دل ما ز دام آن گل، نکشد به سوی دیگر
به قفس نشسته رنگی که ز روی ما پریده
قدح شراب گلگون، چو گرفته بوسه از وی
نگزیده گر لبش را، لب خویش را گزیده
به دو سطر شکوه، صد جا دل نامه شد شکسته
نشنید پند ما را، قلم زبان بریده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و غمانگیز شاعر میپردازد. او از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و به خمیدگی قد جوانی خود اشاره میکند که نشانهای از غم و اندوه است. دل شاعر به گل عشق وابسته است و نمیتواند به عشقهای دیگر فکر کند، حتی اگر در قفس غم نشسته باشد. او از بوسهای که بر گردن شیشه شراب گلگون گذاشته میگوید و اشاره میکند که اگرچه لب محبوبش را نچشیده، اما به عشق واقعی خود احساس وابستگی میکند. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که پند و نصیحتهای دیگران را نمیشنود و قلمش در بیان احوالش ناتوان است.
هوش مصنوعی: جسم ما از درد و رنج پر است و دل ما هم پر از اندوه و غم. جای شگفتی نیست که در جوانی، قامت ما خمیده و کج شود.
هوش مصنوعی: دل ما تحت تاثیر آن گل است و نتواند به سوی دیگری برود، مانند قفسی که رنگش بخاطر دوری از ما پریده است.
هوش مصنوعی: لیوان شراب قرمز، وقتی که بوسهای از آن گرفته شده، اگرچه لبش را نجویده، اما لب خود را گزیده است.
هوش مصنوعی: با دو سطر زیبا و پرشکوه، دل من بارها آزرده شد. نامههای من را نخوانده و نصیحتهای ما را گوش نکرد؛ گویی قلم از بیان احساسات ناتوان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.