گل ز دستم رفته و من خار پیدا می کنم
یار باید جست و من اغیار پیدا می کنم
مرغ حقگویم، نیم منصور وش ممنون کس
خود ز هر شاخ درختی، دار پیدا می کنم
گر دهد زاهد به دستم سبحه صد دانه را
در میان دانه ها، زنار پیدا می کنم
گر توانم کرد عمری مشق دل سختی چو طور
من هم اندک طاقت دیدار پیدا می کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار حسرت و فقدان را بیان میکند. او میگوید که عشق و یار را گم کرده و در عوض، به دنبال چیزهای غیرمهم و بیفایده میگردد. مرغ حق و صدای حق را در خود نمییابد و به ترس و دوگانگی دچار میشود. حتی اگر زاهدی برایش دعا کند، او باز هم چیزهایی را میبیند که با باورهایش در تضاد است. شاعر در پایان به تلاش ناموفقش برای مواجهه با سختیها اشاره میکند و از سختیهای عشق و انتظار یار سخن میگوید. Overall, این اشعار نمایانگر جدایی، احساس عدم رضایت و جستجوی معنای عمیقتر در زندگی هستند.
هوش مصنوعی: دستم از گل خالی شده و تنها به بدیها و مشکلات بر میخورم، در حالی که به دنبال دوست و عشق هستم، اما فقط افراد نادرست و بیوفا را میبینم.
هوش مصنوعی: من به مانند یک پرنده راستگو هستم که درختان را مینگرم و از هر کدام، میوهای برای خود میچینم و به کسی وابسته نیستم.
هوش مصنوعی: اگر زاهد به من سبحهای با صد دانه بدهد، من در بین دانهها، نشانهی زنار را پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم، طولانی مدت برای سختیهای دل مثل کوه صبر کنم، به تدریج میتوانم درک کنم که دیدار چقدر زیباست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.