دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
بستم به شعله خار، ببینم چه می شود
شور جنون زیاده شد از موسم خزان
در فصل نوبهار ببینم چه می شود
سر رشته امید، برون رفته از کفم
درهم شده ست کار، ببینم چه می شود
جان را بغل بغل هوس داغ چیدن است
رفتم به لاله زار، ببینم چه می شود
گفتا قرار مرگ بده در جفای عشق
مردم ازین قرار، ببینم چه می شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و ناپایداریاش نسبت به عشق و انتظار میپردازد. او با دلسپاری به محبوب، در جستجوی تجربهای نو و ناشناخته است و به تب و تاب آن توجه دارد. در لحظهای از زندگیاش، با از دست دادن امید و مواجه با دردهای عشق، در پی یافتن معنایی تازه به سرزمین گلها میرود. در نهایت، او با اشاره به عجز و درد ناشی از عشق، به این فکر میکند که چه سرنوشتی در انتظارش است.
هوش مصنوعی: عشق و علاقهام را به محبوب سپردم و منتظر نتیجهاش هستم. خود را در آتش زخم و درد قرار دادهام و میخواهم ببینم چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: شوق و شور دیوانگی در فصل خزان بیشتر شده و من در این بهار میخواهم ببینم چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: امید من از دستم خارج شده و کارها به هم ریخته است. میخواهم ببینم چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت تمایل دارد که عشق و شور و هیجان را تجربه کند، به همین خاطر به باغ لاله میروم تا ببینم چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: گفت اگر قرار مرگ را به خاطر ظلم و درد عشق بر مردم بگذاری، میخواهم ببینم چه نتیجهای خواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.