گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید
نزند از چه درین باغ، جنون بر سر بید؟
تا توان یافت که آزاده این گلشن کیست
بر هر نخل عیان گشت و نهان شد بر بید
برگ سبزی نفرستاد به مجنون صفتان
کو نسیمی که درین کار شود رهبر بید
غیر طغرا که ز اسباب جنون آگاه است
کس ندانسته که شور از چه بود در سر بید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعری به بیان حال و هوای غمگین و پریشان باغی میپردازد که گلها و درختان آن تحت تأثیر جنونی ناشناخته قرار دارند. شاعر با اشاره به بید که نماد آزادگی است، به جستجوی آن کسی که میداند این جنون از کجا ناشی میشود، میپردازد. او به این نکته اشاره دارد که هیچکس از ریشهی این شور و شوق خبر ندارد، بهجز آن کسی که به عمق حالات درخت بید آگاه است. در نهایت، شاعر در پی راهی میگردد که او را به رموز این آشفتگی نزدیک کند.
هوش مصنوعی: گل به طلا خوشحال است و حال و هوای دیگران به درخت بید نمیخورد، از چه رو در این باغ، دیوانگی به سراغ درخت بید آمده است؟
هوش مصنوعی: هر زمان که بخواهی بفهمی که در این باغ آزادگان کیست، ظاهر شدن و ناپدید شدن او بر نخل و بید مشخص میشود.
هوش مصنوعی: کسی که دلش به حال مجنون میسوزد و احساساتی دارد، نباید انتظار بگذارد که او را در این مسیر راهنمایی کند. مانند بیدهایی که در نسیم میرقصند، راه درست را پیدا نمیکنند مگر اینکه نسیمی به آنها اجازه رقصیدن دهد. در واقع، بدون انگیزه و هدایت مناسب، کسی نمیتواند به مقصد برسد.
هوش مصنوعی: هیچکس جز طغرا که به دلایل جنون آگاه است، نمیداند که این شور و هیجان در سر بید از چه چیزی نشأت میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.