آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
گلبن برای اهل طرب چلچراغ شد
سر از دریچه کرد برون آن بهار حسن
هر کوچه از نسیم رخش کوچه باغ شد
گفتا چه رنگ می شوم از خوردن شراب
گفتم به رنگ لاله تر، بی دماغ شد!
از بس تنش چو صفحه آیینه صاف بود
بر هر کجا که دست نهادیم، داغ شد
طغرا چه سود وصل، زمانی که اصل عمر
در راه آن پری، همه صرف سراغ شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره آمدن بهار و زیباییهای آن است. بهار به باغها طراوت میبخشد و فضا را شاداب میکند. در این فصل، زیبایی و تازگی در همهجا محسوس است و هوای دلانگیز آن همه را به وجد میآورد. شاعر به تاثیری که شراب بر رنگ و حالت او دارد اشاره میکند و میگوید که زیبایی او به اندازه گلهاست. همچنین، او به این نکته میپردازد که در جستوجوی عشق و وصال، زمان عمر خود را صرف کرده است. به طور کلی، شعر حس و حال بهار و عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بهار رسید و زمان شکوفایی گلها فرا رسید. باغ به محل شادی و سرور تبدیل شد و به نوعی پر از روشنی و زیبایی گشت.
هوش مصنوعی: بهار زیبایی از دل کوچهها نمایان شد و نسیم خوشبوی او باعث شده که کوچهها و باغها شکوفا و سرسبز شوند.
هوش مصنوعی: گفت: وقتی شراب مینوشم چه رنگی میشوم؟ پاسخ دادم: به رنگ گل لاله، اما بدون حس بویی!
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه پوست او به شدت صاف و شفاف بود، هر کجا که لمس کردیم، جت داغ شد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که وصل و نزدیکی به محبوب معنایی ندارد، وقتی که تمام عمر در تلاش برای رسیدن به او صرف شده و فقط در خیال و یاد او سپری شده است. به عبارت دیگر، اگر تمام زندگی صرف عشق و جستجوی محبوب شود، اما به وصال نینجامد، این تلاش بیثمر خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.