شب چو بمیرم بسر کوی تو
زنده شوم صبحدم از بوی تو
می گذری خنده زنان از برم
می نگرم گریه کنان سوی تو
تانگری جان و دل سوخته
بر سر هم ریخته در کوی تو
آمده ام اشگ فشان از دو چشم
آب زنم خاک سر کوی تو
فاخته دیگر نکند یاد سرو
ساخته با قامت دلجوی تو
سوخته از خوی تو جان طبیب
کآتش جانسوز بود خوی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر بیان میکند که حتی در زمان مرگش، در خیابان معشوق زنده خواهد شد. او عشق و اشتیاق خود را به تصویر میکشد و احساساتی چون شادی و غم را به هم پیوند میزند. شاعر از تحمل درد سوزان ناشی از عشق میگوید و با گریه و اشک به نزدیکی معشوق خود میرود. در نهایت، او به زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر احساساتش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که شب بمیرم و در مسیر تو قرار بگیرم، در صبحی که میرسد، با عطر تو زنده میشوم.
هوش مصنوعی: تو با خنده از کنار من میگذری و من با چشمانی اشکآلود به تو نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: جان و دل من آتش گرفته و پریشان حال، در خیابان تو در هم آمیختهاند.
هوش مصنوعی: من با دوچشم اشکبار به سر کوی تو آمدهام تا خاک آنجا را مرطوب کنم.
هوش مصنوعی: فاخته دیگر به یاد قامت زیبا و دلنشین تو نخواهد خواند.
هوش مصنوعی: جان طبیب به خاطر خوی تو آتشین و سوزان شده است؛ چراکه ذات تو همچون آتشی جانسوز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جرم رهی دوستی روی تو
آفت سودای دلش موی تو
دل نفس عشق تو تنها زند
در همه دلها هوس روی تو
ناوک غمزه مزن آندان که او
[...]
عقل شده شیفته روی تو
سلسله شیفتگان موی تو
ای مدد تیره شب از موی تو
روز مرا روشنی از روی تو
بر سر آنم که: شوم یک سحر
خاک نسیمی که دهد بوی تو
خاک شوم، تا مگر آرد مرا
[...]
روی من و خاک سر کوی تو
چشم من و گوشه ابروی تو
تابد از اسباب و علل روی تو
واکند از هر چه نه حق خوی تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.