بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
غم زمانه بدل کن به باده گلنار
چو دهر حادثه زای است و عمر مستعجل
اگر تو مست نباشی چرا شوی هشیار
سبوی باده به دست آر با پری رویی
چه مانده ای تو گرفتار جبه و دستار
خمار باده لعل لبان او دارم
درین خمار تو ساقی صراحیی زخم آر
به خواب، لعل لبان تو دوش می دیدم
مراست این شرف آری ز دولت بیدار
ز یمن عشق تو گشتم غنی بحمدالله
مراست چهره زرین و دیده دربار
به روز واقعه در دامن تو آویزد
بروید از گل صوفی مستمند چو خار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به شادی و خوشگذرانی در عید صیام و بهار است. شاعر به این نکته اشاره میکند که با وجود سختیها و غمهای زندگی، باید به عشق و زیبایی فکر کرد و از لذتهای زندگی بهرهبرد. او از باده و میپرستی میگوید و تأکید میکند که چرا باید با هشیاری و غم به زندگی نگریست، در حالی که فرصت زیبایی و عشق وجود دارد. در نهایت، شاعر به شکوفایی عشق و ویژگیهای روحانی و اجتماعی میپردازد و از غنای به دست آمده از عشق میگوید.
هوش مصنوعی: بیا که زمانهی عید رمضان فرارسیده و فصل بهار نیز بر ما سایه افکنده است. این غمها و نگرانیهای زندگی را با نوشیدن شراب گلناری فراموش کن.
هوش مصنوعی: چون دنیا پر از حوادث است و عمر کوتاه، اگر تو در حال شادی و بیخبری نباشی، چرا باید از این حوادث آگاه شوی؟
هوش مصنوعی: جام شراب را در دست بگیر و با آن معشوقه زیبا چه چیز به جا مانده است؛ تو که گرفتار لباس و ظاهر شدهای.
هوش مصنوعی: من در مستی و شوق بادهای که از لبان او میریزد غرق هستم، ای ساقی، بیا و این پیاله را با زخم دلنشینت پر کن.
هوش مصنوعی: دیروز در خواب لبهای زیبای تو را دیدم، و خوشبختی من از این است که همچنان بیدارم.
هوش مصنوعی: به برکت عشق تو، به ثروتی رسیدم که از آن خدا را شکر میکنم؛ اکنون دارای چهرهای زیبا و نگاهی درخشان هستم.
هوش مصنوعی: در روز حادثه، مانند گلی که در زمانی سخت و دشوار، به دامن تو میافتد، آن صوفی بیچاره هم مثل خاری خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
هر آینه چو همه میخورد گل آرد بار
به زلف کژ ولیکن به قد و قامت راست
به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار
مدیح تا به بر من رسید عریان بود
ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار
چنین نماید شمشیر خسروان آثار
چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار
به تیغ شاه نگر، نامهٔ گذشته مخوان
که راستگویتر از نامه تیغ او بسیار
چو مرد بر هنر خویش ایمنی دارد
[...]
قوی کننده دین محمد مختار
یمین دولت محمود قاهر کفار
چو بازگشت به پیروزی از در قنوج
مظفر وظفر و فتح بر یمین و یسار
هنوز رایتش از گرد راه چون نسرین
[...]
فغان ز دست ستمهای گنبد دوار
فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار
چه اعتبار بر این اختران نامعلوم
چه اعتماد بر این روزگار ناهموار
جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.