اگر به جانب غربت کشد دلم شاید
که بوی خیر از این همدمان نمی آید
در جواب او
اگر به جانب بغرا کشد دلم شاید
که بوی قلیه زاکرا و نان نمی آید
بود که کله پز از حال من شود آگاه
در آن زمان که سر دیگ خویش بگشاید
اگر چه گوشت بود در جهان نوای نعیم
جمال نان تنک سفره را بیاراید
گرسنه خلق و به سفره، طعام لاموجود
بلای جان بود ای دل خدای ننماید
در آن زمان که کند مطبخی طعام نثار
بود که صوفی مسکین به خاطرش آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساس غربت و بیحالی اشاره میکند و میگوید که اگر دلش به سمت غم و افسردگی برود، بویی از دوستی و همدمی به مشامش نمیرسد. او همچنین به وضعیت زندگی افرادی که در اطرافش هستند اشاره میکند و میگوید حتی در زمانهایی که گوشت و نعمتهایی در دنیا موجود است، زیبایی نان کم است. شاعر به فقر و نیازمندی مردم توجه میکند و بیان میکند که اگر کسی بخواهد غذایی بدهد، باید به فکر افراد نیازمند و صوفیهای بیخانمان نیز باشد. این شعر نشاندهنده دغدغههای انسانی شاعر و حس همدردی او با دیگران است.
هوش مصنوعی: اگر دلم به سوی غربت برود، شاید بتوانم بوی خوبی را از این دوستان و همدمانم احساس کنم.
هوش مصنوعی: اگر دلم به سمت بغرا بکشاند، شاید بوی قلیه زاکرا و نان به مشامم نمیرسد.
هوش مصنوعی: زمانی که کلهپز در حال پختن غذا است و درب دیگ را باز میکند، میتواند از وضعیت من باخبر شود.
هوش مصنوعی: اگرچه در دنیا، لذتهای زیبایی وجود دارد، اما هیچ چیزی نمیتواند به خوبی و خوشمزگی نان تازه و نازک بر سر سفره، روح و جان آدمی را شاد کند.
هوش مصنوعی: اگر مردم گرسنه باشند و بر سر سفرهای بنشینند که در آن چیزی برای خوردن نیست، این وضعیت برای دل بسیار آزاردهنده خواهد بود. خدا اجازه نمیدهد که چنین حالتی پیش بیاید.
هوش مصنوعی: در آن زمان که آشپز غذا را نذر میکرد تا صوفی بیچاره به خاطر آن بیاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.