میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
بیار باده که حال زمانه پیدا نیست
در جواب او
چو در ضمیر من این دم به غیر گیپا نیست
ز شوق کله بریان به هیچ پروا نیست
به خوان اطعمه از خود مگوی نان شعیر
که ناز را نخرند از کسی که زیبا نیست
میان دعوت سلطان نگاه می کردم
یکی به سکه و صورت چو شاه بغرا نیست
مریض جوع شدم ای حکیم فرمائید
که غیر نان مزعفر مرا مداوا نیست
اگر چه معده پر از قلیه است و نان و عسل
مگو مگوی که رغبت مرا به حلوا نیست
کجا روم به که گویم به غیر مطبخیان
چو غیر نان و کباب این زمان تمنا نیست
نگاه کن که به عالم به صحن قلیه برنج
کسی چو صوفی مسکین اسیر و شیدا نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع دلمشغولیها و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر در میانه یک مجلس، به بیمعنا بودن صحبت درباره آینده اشاره میکند و از مهمانان میخواهد تا نوشیدنی آورند، زیرا وضعیت زمانه واضح نیست. او در ادامه به حس درونی خود اشاره میکند که به چیزی جز شوق و لذت نمیاندیشد و نگران زیبایی ظاهری نیست.
شاعر به سفره مهمانی مینگرد و بر این نکته تأکید میکند که چیزهایی چون نان و غذاهای خوشمزهتری، مانند حلوا و عسل، نمیتواند جای نان داغ و ساده را بگیرد. او در جستجوی دوری از نگرانیهایی است که در این زمان غالباند و از زندگی ساده و واقعی لذت میبرد. شاعر در نهایت از حس گرسنگی خود سخن میگوید و تأکید میکند که فقط نان برایش کافی است و هیچ چیز دیگری نمیتواند او را سیر کند. این متن بر اهمیت لذتهای ساده و گذرای زندگی متمرکز است.
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و اهل دل، صحبت از فردا و اتفاقات آن نیست. پس بیا و می را بیاور، زیرا حال و وضع کنونی قابل فهم و درک نیست.
هوش مصنوعی: وقتی در درون من این لحظه جز شوق و اشتیاق دیگری نیست، هیچ اهمیتی برای خطر و نگران شدن ندارم.
هوش مصنوعی: در مهمانیها از خودت نگو که نان شعیر میخوری، چون زیبایی و جذابیت را از کسی نمیخرند که خود زیبا نیست.
هوش مصنوعی: در جمعی که به دعوت سلطان حضور داشتم، نگاه میکردم که کسی سودای سکه و قدرت را دارد، ولی من در آن میان شاه بغرا را نمیبینم.
هوش مصنوعی: من به شدت گرسنه هستم، ای حکیم، بفرمایید که جز نان زعفرانی، هیچ چیز دیگری نمیتواند مرا درمان کند.
هوش مصنوعی: هرچند که معدهام پر است و از غذاهای مختلفی مثل قلیه و نان و عسل، اما تمایلی به حلوا ندارم.
هوش مصنوعی: نمیدانم به کجا بروم و به چه کسی بگویم، زیرا در این زمان جز نان و کباب چیزی نمیخواهم و فقط به کسی که در آشپزخانه است، نیاز دارم.
هوش مصنوعی: به عالم نگاه کن، در بازار برنج کسی مانند یک صوفی بیپناه و عاشق نیست که در اینجا گرفتار شده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.