عید صیام و فصل گل و موسم بهار
من مست و یار همدم و ساقی است گلعذار
در جواب او
بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
غم زمانه بدل کن به باده گلنار
در آن زمان که گشایم من فقیر نهار
ترید شیر و عسل جوش بایدم دو طغار
برنج زرد چو یابی بنوش چندانی
که در شکم نبود جای یک نفس زنهار
نصیحتی کنمت چون رسی به دعوت عام
مدار شرم، چو مردان در آی اندر کار
به سفره آنچه بود نوش کن تو از تر و خشک
برای زله کشی نیز سفره را بردار
دو یار همدم و یک مسلخی ز بریانی
خوش است اگر نشود ناکسی بدین دوچار
شکم چو سیر طعام است اندکی باید
بیار خواجه ز انگور مسکه یک خروار
به از حیات، ز پر خوردن ار بمیرد کس
به نزد صوفی بیچاره این زمان صد بار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل درباره خوشیها و لذتهای عید صیام و بهار است. شاعر با اشاره به شور و حال دوران عید، از یار و ساقی و بادهگویی میکند. او دعوت به شادی میکند و میگوید در این فرصت غمها را فراموش کرده و از طعام و نوشیدنیهای خوشمزه بهره ببرید. همچنین به عقل و میانهروی در خوردن اشاره دارد و توصیه میکند که از هر چیزی به اندازه استفاده شود و انسان نباید در لذتجویی زیادهروی کند. در نهایت، شاعر به اهمیت استفاده از لحظات زندگی و لذتبردن از آنها میپردازد.
هوش مصنوعی: موقعیت جشن رمضان و فصل شکوفایی گلها و بهار است. من در حالتی از شادی و سرمستی به سر میبرم و همراه با دوست و یاری که در کنارم است، از لحظات لذت میبرم و زیبایی را درک میکنم.
هوش مصنوعی: بیا که زمان عید رمضان فرا رسیده و دوباره فصل بهار است. غم و اندوه این روزها را با نوشیدن بادهای خوشایند تبدیل کن.
هوش مصنوعی: زمانی که من که فقیر هستم، تصمیم میگیرم نهار بخورم، باید غذایی خوشمزه و شیرین مانند شیر و عسل را انتخاب کنم.
هوش مصنوعی: وقتی برنج زرد را دیدی، آنقدر بخور که در معدهات جای یک نفس هم باقی نماند. اما مواظب باش!
هوش مصنوعی: به تو نصیحت میکنم که وقتی دعوت عمومی شد، شرم را کنار بگذاری و مانند مردان وارد عمل شوی.
هوش مصنوعی: هرچه که بر سر سفره هست، آن را نوش جان کن و از هر چه پیدا کردی استفاده کن. حتی اگر لازم باشد، سفره را هم برای رفع نیازهایت جمع کن.
هوش مصنوعی: دو دوست که با هم هستند و یک کبابی در محله، اگر کسی بدخلق نباشد، خوشایندتر از این نیست.
هوش مصنوعی: وقتی شکم پر از غذا میشود، نیاز است کمی از آن را به آرامی بیاوری. ای خواجه، یک بار از انگور برای ما بیاور.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر پرخوری بمیرد، بهتر از آن است که حیاتش را به این شکل بگذراند؛ اینجا نزد صوفی بیچاره، بارها و بارها ارزش ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.