ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
به جا می کرد ترشی، ای برادر
به ناگه دیدم اندر دیگ ترشی
که گم شد گوشت سربر زد چغندر
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
ز دیگ ترشی ای، قسام روزی
به جا می کرد ترشی، ای برادر
به ناگه دیدم اندر دیگ ترشی
که گم شد گوشت سربر زد چغندر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به طعنه و شوخی میگوید که روزی در دیگ ترشی مشغول درست کردن ترشی بود و ناگهان متوجه شد که گوشت به ناگاه ناپدید شده و فقط چغندر در دیگ باقی مانده است. این تصویر طنزآمیز به شکست یا گمشدن چیزی مهم در حین تهیه غذا اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای برادر، مانند دیگ ترشی میمانی که روزی را به یادگار نگه میدارد و نشانهای از آن را به جا میگذارد.
هوش مصنوعی: ناگهان دیدم که در دیگ ترشی، که گوشتش گم شده بود، چغندر سر برآورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پیمبر چشم خود خواندش زهی قدر
چراغ خلد هم گفتش زهی صدر
ز نور او کینه پرتوی بدر
ز قدر او نموداری شب قدر
علم بر ماه سر ساییده از قدر
سنان نیزه خوش بنشسته در صدر
ز قدر او مثالی لیلت القدر
ز نور او براتی لیلت البدر
بود عمر آدمی را چون مه بدر
بر آن عمر این بدن همچون شب قدر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.