هر که او دیده چهره یارم
می کد رحم بر دل زارم
در جواب او
آن چنان من زگشنگی زارم
که به جان گرده را خریدارم
گفت نان ز آتش فراق کباب
در تف و تاب رو به دیوارم
گشت خلقی فراقت ای بریان
گفت از آن روی بر سر دارم
نان و بریان خوش است و کنگر ماس
گل به آن خار آرزو دارم
بره ای گر نباشد اندر پیش
هرگز او را ز شام نشمارم
جوع را چون نهان کنم در دل
چون گواهند هر دو رخسارم
صوفیا گر نمی کنی باور
فهم کن شمه ای ز گفتارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد فراق یار و بیقراری خود میگوید. او تأکید میکند که حتی با وجود غم و گرسنگی ناشی از دوری، آرزوهایش همچنان زندهاند. شاعر به تشبیهی از نان و کباب در آتش فراق اشاره میکند و میگوید که زندگی بدون یاری و محبت برایش غیرقابل تصور است. او همچنین به این نکته اشاره دارد که وجود یار و محبت او برایش آنچنان ارزشمند است که حتی در سختیها، روحش به دنبال وصال است. در نهایت، شاعر از صوفیه دعوت میکند که با شنیدن کلمات او، درک کنند که عمق احساساتش چقدر شدید است.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهره یارم را ببیند، بر دل رنجیده و زار من رحم میکند.
هوش مصنوعی: من آنقدر از گرسنگی رنج میبرم که جانام را هم برای یک لقمه نان میدهم.
هوش مصنوعی: گفت با آتش فراق، نان میپزم و در انتظار و اضطراب، به دیوار نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر جداییات ناله و فریاد کردند و به خاطر همین اندوه بر سر دارم.
هوش مصنوعی: نان و کباب خوشمزه است و کنگر هم که با گلش تزئین شده، باعث میشود که آرزو داشته باشم که به آن خارها دسترسی داشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر برهای در جلو نباشد، هرگز آن را از شب حساب نمیکنم.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم گرسنگی را در دل پنهان کنم، در حالی که چهرهام خود گواهیدهنده است؟
هوش مصنوعی: اگر به سخنان من باور نداری، حداقل یک نکته جزئی از آن را درک کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.