گنجور

سلمان ساوجی » فراق نامه » بخش ۱۴ - بوسه بر باد (۴)

 

دو نازک، دو همدم، دو هم خوی گل

مصاحب چو رنگ گل و بوی گل

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۳

 

پرده چو بگشاد باد از روی گل

تازه شد عیش از رخ نیکوی گل

حبذا بلبل که می‌آرد به سر

عمر شیرین را به گفت و گوی گل

چشم نرگس چون سحر در خواب رفت

[...]

۹ بیت
ناصر بخارایی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۵

 

ای برده آتش رخ تو آب و رنگ گل

با روی تو چرا بودم راه سوی گل

با نکهت دو زلف تو عنبر چه می کنم

با روی تو کجا برم ای دوست بوی گل

زان رو که نیست در گل خوش بو وفا بسی

[...]

۴ بیت
جهان ملک خاتون
 

هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۲

 

آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل

آن به که می کشم دو سه روزی به روی گل

گل دیدم، آرزوی کسی در دلم فتاد

کز دیدنش کسی نکند آرزوی گل

این دم که بوی دلکش گل می دهد نسیم

[...]

۵ بیت
هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳۶

 

نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل

در حریم بیضه خلوت داشتم با بوی گل

آب چشم بلبلان آیینه داری می کند

می نهد شبنم عبث آیینه بر زانوی گل

در گلستانی که رخسار تو گردد بی نقاب

[...]

۶ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶۷

 

حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل

زنجیر پاره می کند از آرزوی گل

۱ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶۷

 

رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گل

شبنم گره چو گریه شود در گلوی گل

۱ بیت
صائب تبریزی
 

اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۶

 

سرگرم داغ دل نکند آرزوی گل

عاشق گل نظاره نچیند ز روی گل

گر صبحدم به سیر گلستان گذر کنی

چون بوی گل به یاد رود رنگ و بوی گل

زان طره گر مشام صبا مشکبو شود

[...]

۴ بیت
اسیر شهرستانی
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۳

 

تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل

هرگز نمی رود ز دلم گفتگوی گل

امداد رفتن از کف پایی نخواستم

هر چند خوار کرد مرا جستجوی گل

در سر خیال سنبل زلف تو داشتم

[...]

۹ بیت
سعیدا
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰

 

داریم در هوای تو مستی به بوی گل

ما راست باده ای که تو نوشی به روی گل

اندازه سنج رشکم و ترسم ز انتقام

پوشم ز شمع چشم و نبینم به سوی گل

بر گوشه بساط غریبست و آشناست

[...]

۱۰ بیت
غالب دهلوی