بلند اقبال
»
دیوان اشعار
»
مثنویات
»
بخش دوم - داستان گل و بلبل
»
بخش ۸ - رفتن بلبل به گلشن برای دیدن گل
چو آشفته بلبل شد از گل خبر
که در باغ بنشسته با کر و فر
روان بی تأمل سوی باغ شد
ولی با دلی پرغم و داغ شد
که از روی گل سخت شرمنده بود
چو درهجر اوتا کنون زنده بود
نظر کرد بلبل چو بر روی گل
چو شدسرخوش ومست از بوی گل
دلش ز آتش عشق درجوش شد
به پای گل افتاد وبیهوش شد
چو بعد از زمانی بهوش آمداو
به گل گفت ای یار پاکیزه رو
مرا دیده روشن به دیدار توست
صفای گلستان ز رخسار توست
کجا بودی ای مرهم ریش من
قرار دل پر ز تشویش من
کجا بودی ای راحت جان من
که گلزار شد بی تو زندان من
بلی همچو زندان بود گلستان
اگر گلعذاری نباشد در آن
خوشا آنکه فارغ شد از درد هجر
ز رخسار او پاک شد گرد هجر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بلبل از خبر گل آشفته و غمگین به سوی باغ میرود، زیرا مدتها دور از گل بوده است. وقتی به گل میرسد، به دلیل عشقش به او، خوشحال و سرمست میشود. اما بعد از مدتی بیهوش میشود. وقتی به هوش میآید، به گل میگوید که دیدارش برایش روشنایی و آرامش به ارمغان میآورد و بدون گل، باغ مانند زندان است. او از دوری گل رنج میبرد و تنها حضور اوست که میتواند درد و غم او را تسکین دهد. اگر گل در باغ نباشد، آنجا دیگر خوشایند نیست و فقط با وجود گل است که زندگی معنا پیدا میکند.
هوش مصنوعی: بلبل از سر و صدای گل در باغ نگران و پریشان شد.
هوش مصنوعی: روح او بدون درنگ به سمت باغ رفت، اما با دل پر از غم و درد به آنجا رسید.
هوش مصنوعی: آن کس که به خاطر عشقش به گل، سخت شرمگین بود، اکنون به دلیل جدایی از او همچنان زنده است.
هوش مصنوعی: بلبل وقتی که به چهره گل نگاه کرد، از زیباییاش خوشحال و شاداب شد و بوی گل او را مسحور کرد.
هوش مصنوعی: دلش به خاطر آتش عشق در حال تلاطم بود و وقتی به پای گل افتاد، بیهوش شد.
هوش مصنوعی: پس از مدتی که او به هوش آمد، به گل گفت: ای دوست زیبا و پاکدامن.
هوش مصنوعی: چشمان من به خاطر دیدن تو روشن و روشنایی بخش است، و زیبایی باغ گل به واسطه چهرهی تو است.
هوش مصنوعی: کجایی ای مایه آرامش من، در حالی که دل پر از نگرانی و اضطرابم به تو نیاز دارد؟
هوش مصنوعی: کجا بودی ای کسی که زندگیام را آرام میکنی، که اکنون بدون تو، محل زندگیام به زندانی بیروح تبدیل شده است؟
هوش مصنوعی: بله، اگر در گلستان گلی به نام گلعذاری نباشد، آنجا همچون زندان خواهد بود.
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که از درد جدایی رها شده و غبار فاصله از چهرهاش برطرف شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.