گنجور

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۵۸ - آمدن رستم به خدمت لهراسپ شاه گوید

 

چو گو پیرم و گوژ پشت من است

نشان جوانی بمشت من است

۱ بیت
عثمان مختاری
 

نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامه‌ها

 

ازین خوی خوش کاو سرشت من است

بسی رخنه در کار و کشت من است

۱ بیت
نظامی
 

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

 

آنم که خدای محض در پشت من است

وین قوت کاینات در مشت من است

منزل که قمر دارد و فرقان که رسول

اندر عدد حرف ده انگشت من است

۲ بیت
نسیمی
 

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۱۵

 

آنم که جهان چو حلقه در مشت من است

وین قوت حق ز پشتی پشت من است

کونین و مکان و هر چه در عالم هست

در قبضه قدرت یک انگشت من است

۲ بیت
نسیمی
 

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶

 

منم که طاعت بت لازم سرشت من است

اگر به کعبه عبادت کنم کنشت من است

اگر چه حسن عمل نیست اجر آن هم نیست

که چشم اهل مروت به زشت من است

روم به دوزخ و شکر بهشت می گویم

[...]

۵ بیت
عرفی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۷۲ - سعد الدّین حموی جوینی قُدِّسَ سِرُّه

 

آنم که جهان چو حقه در مشت من است

وین قوّت حق ز قوّت پشت من است

کونین و مکان و هرچه در عالم هست

در قبضهٔ قدرت دو انگشت من است

۲ بیت
رضاقلی خان هدایت