×
قوامی رازی » دیوان اشعار » شمارهٔ ۸۲ - در غزل است
ای که در روزه بال و پر زده ای
عید زن دست و پای اگر زده ای
کوه اندوه را درآر از پای
ای بسا سر که بر کمر زده ای
روح را آب عید برلب زن
[...]
۸ بیت
مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳
به سر زلف سیه باز گره بر زده ای
خرمن عمر مرا آتش غم در زده ای
با کله داری خود ماه فلک بنده تست
تا سر زلف سیه زیر کله بر زده ای
تر شد از شرم رخت برگ گل امسال که تو
[...]
۱۱ بیت
مجیرالدین بیلقانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳
به سر زلف سیه باز گره بر زده ای
خرمن عمر مرا آتش غم در زده ای
با کله داری خود ماه فلک بنده تست
تا سر زلف سیه زیر کله بر زده ای
تر شد از شرم رخت برگ گل امسال که تو
[...]
۱۰ بیت
ساغر کنگاوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱
باز در بزم که لب بر لب ساغر زدهای
کانچنین ژاله بر آن لاله احمر زدهای
سحر از خانه برون آمدهای جلوهکنان
آفتابی که سر از خانه خاور زدهای
به دلآرایی و خوبی علم افراشتهای
[...]
۱۶ بیت
