رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵
هان! تشنه جگر! مجوی زین باغ ثمر
بیدستانیست این ریاض به دو در
بیهوده ممان که باغبانت به قفاست
چون خاک نشسته گیر و چون باد گذر
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
بگفتش ورا زین سخن در به در
که دشمن چه سازد همی با پدر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۳ - سخن دقیقی
گر ایدونک با تو بیایم به در
نه نیکو کند کار با من پدر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۵ - سخن دقیقی
ابا پیر دستان که بودش پدر
ابا مهتران و گزینان در
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۰
بیامد به نزدیک فرخ پدر
که فرخنده جاماسپ آمد به در
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
چنینست رسم قضا و قدر
ز بخشش نیابی به کوشش گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۶
بزن کارد و نافش سراسر بدر
وزان پس بجه گر بیابی گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۳
درفشی کجا چون دلاور پدر
که کس را ز رستم نبودی گذر
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۶
همانند همشیرگان پدر
سزد گر بر ایشان بجویی گذر
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۳
بفرمای داری زدن پیش در
که باشد ز هر سو برو رهگذر
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۵
چو گیو اندر آمد به پیش پدر
همی گفت پاسخ همه دربه در
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۹
چنین گفت مر گیو را کای پدر
بگفتم ترا من همه در به در
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵
همانگه بشد جهن پیش پدر
بگفت آن سخنها همه در به در
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴ - در نکوهیدن جهان گوید
سراییست بر وی گشاده دو در
یکی آمدن را شدن ، زآن به در