فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۹ - کشته شدن شاه موبد بر دست گراز
جهان خوابست و ما در وی خیالیم
چرا چندین درو ماندن سگالیم
سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۱
قلاشانیم و لاابالی حالیم
فتنهشدگان چشم و زلف و خالیم
جان داده فدای رطل مالامالیم
روشن بخوریم و تیره بر سر مالیم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب
به وقت زندگی رنجور حالیم
که با گرگان وحشی در جوالیم
عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۷ - جواب دادن منصور شبلی را
چو نادانند و ما دانای حالیم
ز وصل خویشتن عین وصالیم
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)
من و تو در یکی این دم وصالیم
ز ماضی درگذشته عین حالیم
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه)
درونِ جانِ تو اینجا جلالیم
خود اندر خودهمه عین وصالیم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰
قاشانیم و لاابالی حالیم
فتنه شدگان ازال آزالیم
جانداده به عشق رطل مالامالیم
صافی بخوریم و درد بر سر مالیم
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۸۳ - در بیان اناالحق گفتن منصور حلاج رحمة اللّه علیه در حالت مستی و فتوی دادن مفتیان آن عصر بقتل او تافتنه نشود و خلق از دین بدر نیایند و پند دادن دوستان او را که از این سخن باز آی و توبه کن که تا ترا نکشند و اصرار کردن او در سخن و در تقریر آن که قالب آدمی همچون مهمانخانهای است که دایما خلق غیبی در آن میآیند و میروند، الاخانۀ مرده و منجمد چه خبر و آگاهی دارد که در او چه مهمانان نزول میکنند مگر در خانه زنده باشد که ازمهمانان آگاه شود
کو خیال ای پسر که ما حالیم
بر رخ خوب او چو یک خالیم
شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۸
ما گوهر بحر لایزالیم
ما پرتو نور ذوالجلالیم
گه نقش خیال یار داریم
گه آینه ایم و گه جمالیم
مائیم مثال خط وحدت
[...]
شمس مغربی » ترجیعات از منبعی دیگر » ترجیع بند - ما توبه و زهد را شکستیم
ما مست شراب لایزالیم
ما گلبن عیش را نهالیم
ما صوت تو را نه بند عشقیم
ما طوطی شکرین مقالیم
ما آینه در نمد نهانیم
[...]
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز
سزد کز عیش تنگ خود بنالیم
که با شیر و پلنگ اندر جوالیم
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۱
پیمانهٔ غناکدهٔ بیمثالیم
پر نیست آنقدر که توان کرد خالیم
شادم بهکنج فقر کز ابنای روزگار
سیلی خور جواب نشد بی سوالیم
خاک ضعیف مرکز صد شعله رنگ و بوست
[...]
آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱
آچ قاپونی قاندا دیسانک یوک سالیم
ایستاما یولدین والدن قالیم
صفی علیشاه » زبدة الاسرار » دفتر اول » بخش ۱۱ - در شرح سواری یکه تاز عرصه میدان وحدت و عنقای قاف هویّت و شرح مقام بقاء در وصف حضرت سید الشهدا علیه السلام والثناء در ضمن مکالمه آن مولا با بنت حضرت سیدة النساء صلوات ﷲ علیها فرماید
گرچه حالی من علی عالیم
بر علو و اعتلاء هم والیم
غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » مدایح و مراثی » مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه » شمارهٔ ۵ - أیضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه
بیا بلبل که تا با هم بنالیم
که ما هجران کش و شورید حالیم
ملکالشعرا بهار » مستزادها » از ماست که بر ماست
جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم
با کس نسگالیم