گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۶

 

مستی و عاشقی و جوانی و جنس این

آمد بهار خرم و گشتند همنشین

صورت نداشتند مصور شدند خوش

یعنی مخیلات مصورشده ببین

دهلیز دیده است دل آنچ به دل رسید

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک

 

گفت ای شه خلوتی کن خانه را

دور کن هم خویش و هم بیگانه را

کس ندارد گوش در دهلیزها

تا بپرسم زین کنیزک چیزها

خانه خالی مانْد و یک دَیّار نَه

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را

 

دل بدو دادند ترسایان تمام

خود چه باشد قوت تقلید عام

در درون سینه مهرش کاشتند

نایب عیسیش می‌پنداشتند

او به سِر دجال یک چشم لعین

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان

 

آن شنیدستی که در عهد عمر

بود چنگی مطربی با کر و فر

بلبل از آواز او بی‌خود شدی

یک طرب ز آواز خوبش صد شدی

مجلس و مجمع دمش آراستی

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد

 

باز گرد و حال مطرب گوش‌دار

زانک عاجز گشت مطرب ز انتظار

بانگ آمد مر عُمَر را کای عُمَر

بندهٔ ما را ز حاجت باز خر

بنده‌ای داریم خاص و محترم

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت

 

این سخن پایان ندارد تیز دو

هین نماز آمد دقوقی پیش رو

ای یگانه هین دوگانه بر گزار

تا مزین گردد از تو روزگار

ای امام چشم‌روشن در صلا

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیه‌السلام جوان هذیلی را بر سریه‌ای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند

 

یک سریه می‌فرستادش رسول

بهر جنگ کافر و دفع فضول

یک جوانی را گزید او از هذیل

میر لشکر کردش و سالار خیل

اصل لشکر بی‌گمان سرور بود

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند

 

گفت خواجه صبر کن با او بگو

که ازو ببریم و بدهیمش به تو

تا مگر این از دلش بیرون کنم

تو تماشا کن که دفعش چون کنم

تو دلش خوش کن بگو می‌دان درست

[...]

۳۸ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة

 

پس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای

تا بود شاهیش را آیینه‌ای

بس صفای بی‌حدودش داد او

وانگه از ظلمت ضدش بنهاد او

دو علم بر ساخت اسپید و سیاه

[...]

۳۸ بیت
مولانا