فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایش خرد
از اویی به هر دو سرای ارجمند
گسسته خرد پای دارد به بند
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کار بند
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
و گر دل نخواهی که باشد نژند
نخواهی که دائم بوی مستمند
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
کسی کو شود زیر نخل بلند
همان سایه ز او بازدارد گزند
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۱ - در داستان ابو منصور
به کیوان رسیدم ز خاک نژند
از آن نیکدل نامدار ارجمند
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود
یکی گفت کاین شاه روم است و هند
ز قنّوج تا پیش دریای سند
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعتهای دیگر به دست هوشنگ
جدا کرد گاو و خر و گوسفند
به ورز آورید آنچه بُد سودمند
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
چو گرمابه و کاخهای بلند
چو ایوان که باشد پناه از گزند
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
پزشکی و درمان هر دردمند
در تندرستی و راه گزند
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
بماند به گردنت سوگند و بند
شوی خوار و ماند پدرت ارجمند
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
بیاورد وارونه ابلیس بند
یکی ژرف چاهی به ره بر بکند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
برون کرد مغز سر گوسفند
بیامیخت با مغز آن ارجمند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
گرانمایه از پیش تخت بلند
بتابید روی از نهیب گزند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه
بیاورد فرزند را چون نوند
چو مرغان بر آن تیغ کوه بلند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه
به ایوان او آتش اندر فگند
ز پای اندر آورد کاخ بلند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
به چنگ اندرون شستیازی کمند
برآمد بر بام کاخ بلند
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
نه از تخت یاد و نه جان ارجمند
فرود آمد از بام کاخ بلند