گنجور

فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱

 

منوچهر یک هفته با درد بود

دو چشمش پر آب و رخش زرد بود

به هشتم بیامد منوچهر شاه

به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

همه پهلوانان روی زمین

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۰

 

فرستاده نزدیک دستان رسید

به کردار آتش دلش بردمید

سوی گرد مهراب بنهاد روی

همی تاخت با لشکری جنگجوی

چو مهراب را پای بر جای دید

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳

 

چو بگذشت شب گرد کرده عنان

برآورد خورشید رخشان سنان

نشست از بر تخت زر شهریار

بشد پیش او فرخ اسفندیار

همی بود پیشش پرستارفش

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۷

 

چو از رستم اسفندیار این شنید

بخندید و شادان دلش بردمید

بدو گفت ازین رنج و کردار تو

شنیدم همه درد و تیمار تو

کنون کارهایی که من کرده‌ام

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۵

 

بیامد به شبگیر دستور شاه

همی کرد کودک به میدان سپاه

یکی جامه و چهر و بالا یکی

که پیدا نبد این ازان اندکی

به میدان تو گفتی یکی سور بود

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۶

 

چو شاپور شد همچو سرو بلند

ز چشم بدش بود بیم گزند

نبودی جدا یک زمان ز اردشیر

ورا همچو دستور بودی وزیر

نپرداختی شاه روزی ز جنگ

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۷

 

همان شاه شنگل دلی پر ز درد

همی داشت از کار او روی زرد

شب آمد بیاورد فرزانه را

همان مردم خویش و بیگانه را

چنین گفت کاین مرد بهرامشاه

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۶

 

وزان روی بهرام شد تا به مرو

بیاراست لشکر چو پر تذرو

کس آمد به خاقان که از ترک و چین

ممان‌تا کس آید به ایران زمین

که آگاهی ما به خسرو برند

[...]

۴۲ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴۳

 

ز کار بزرگان چو پردخته شد

شهنشاه زآن رنجها رخته شد

از آن مهتران نام لهراسب ماند

که از دفتر شاه کس برنخواند

به بیژن بفرمود تا با کلاه

[...]

۴۲ بیت
فردوسی