گنجور

فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید

 

از آن پس برآمد ز ایران خروش

پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش

سیه گشت رخشنده روز سپید

گسستند پیوند از جمّشید

بر او تیره شد فرّهٔ ایزدی

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک

 

چو آمد به نزدیک اروندرود

فرستاد زی رودبانان درود

بران رودبان گفت پیروز شاه

که کشتی برافگن هم اکنون به راه

مرا با سپاهم بدان سو رسان

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۵

 

وزانجا سوی پارس اندر کشید

که در پارس بد گنجها را کلید

نشستنگه آن گه به اسطخر بود

کیان را بدان جایگه فخر بود

جهانی سوی او نهادند روی

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۵

 

برون رفت پس پهلو نیمروز

ز پیش پدر گرد گیتی فروز

دو روزه بیک روزه بگذاشتی

شب تیره را روز پنداشتی

بدین سان همی رخش ببرید راه

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۱

 

وزان جایگه شاه لشکر براند

به ایران خرامید و رستم بماند

بدان تا زواره بیاید ز راه

بدو آگهی آورد زان سپاه

چو آمد زواره سپیده دمان

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۵

 

وزان روی رستم به ایوان رسید

مر او را بران گونه دستان بدید

زواره فرامرز گریان شدند

ازان خستگیهاش بریان شدند

ز سربر همی کند رودابه موی

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۹

 

فرستاده آمد به کردار باد

بگفت آنچ بشنید و نامه بداد

سکندر فرستاده از گفت رو

به نزدیک آن نامور بازشو

بگویش که آن چیست کاندر جهان

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۴

 

چو نه ماه بگذشت بر ماه‌چهر

یکی کودک آمد چو تابنده مهر

به مانندهٔ نامدار اردشیر

فزاینده و فرخ و دلپذیر

همان اردشیرش پدر کرد نام

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲۱

 

چو آگاه شد زان سخن هفتواد

دلش گشت پردرد و سر پر ز باد

بیامد که دژ را کند خواستار

بران باره بر شد دمان شهریار

بکوشید چندی نیامدش سود

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۵

 

دگر هفته با لشکری سرفراز

به نخچیرگه رفت با یوز و باز

برابر ز کوهی یکی شیر دید

کجا پشت گوری همی بر درید

برآورد زاغ سیه را بزه

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزه‌گر » بخش ۷

 

چنان بد که یک روز در بزمگاه

همی بود بر پای در پیش شاه

چو شد تیره بر پای خواب آمدش

هم از ایستادن شتاب آمدش

پدر چون بدیدش بهم برده چشم

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۲

 

بیاسود در مرو بهرام‌گور

چو آسوده شد شاه و جنگی ستور

ز تیزی روانش مدارا گزید

دلش رای رزم بخارا گزید

به یک روز و یک شب به آموی شد

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۶

 

به نرسی چنین گفت یک روز شاه

کز ایدر برو با نگین و کلاه

خراسان ترا دادم آباد کن

دل زیردستان به ما شاد کن

نگر تا نباشی به جز دادگر

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۵

 

بفرمود تابرکشیدند نای

سپاه اندر آمد چو دریا ز جای

برآمد یکی ابر و برشد خروش

همی کر شد مردم تیزگوش

سنانهای الماس در تیره گرد

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۹

 

پر از کینه سالار توران سپاه

خروشان بیامد به آوردگاه

چو گودرز کشوادگان را بدید

سخن گفت بسیار و پاسخ شنید

بدو گفت کای پر خرد پهلوان

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۷

 

چو با ایمنی گشت کاووس جفت

همه راز دل پیش یزدان بگفت

چنین گفت کای برتر از روزگار

تو باشی به هر نیکی آموزگار

ز تو یافتم فر و اورنگ و بخت

[...]

۲۸ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴۶

 

و زآن پس بخوردند چیزی که بود

ز خوردن سوی خواب رفتند زود

هم آنگه برآمد یکی باد و ابر

هوا گشت بر سان چشم هژبر

چو برف از زمین بادبان برکشید

[...]

۲۸ بیت
فردوسی