فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۱ - در داستان ابو منصور
بدین نامه چون دست کردم دراز
یکی مهتری بود گردنفراز
جوان بود و از گوهر پهلوان
خردمند و بیدار و روشن روان
خداوند رای و خداوند شرم
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۵
بدان گه که روشن جهان تیره گشت
طلایه پراگنده بر گرد دشت
به پیش سپه قارن رزم زن
ابا رای زن سرو شاه یمن
خروشی برآمد ز پیش سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱
به نام خداوند خورشید و ماه
که دل را به نامش خرد داد راه
خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی
خداوند بهرام و کیوان و شید
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان
کنون خورد باید می خوشگُوار
که می بویِ مشک آید از جویبار
هوا پر خروش و زمین پر ز جوش
خنُک آنک دل، شاد دارد به نوش
دِرَم دارد و نُقل و جامِ نبید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود » بخش ۳
همی بود شاپور با داد و رای
بلنداختر و تخت شاهی به جای
چو سی سال بگذشت بر سر دو ماه
پراگنده شد فر و اورنگ شاه
بفرمود تا رفت پیش اورمزد
[...]
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱۰
تخوار سراینده گفت آن زمان
که آمد بر کوه کوهی دمان
سپهدار طوسست کامد بجنگ
نتابی تو با کار دیده نهنگ
برو تا در دژ ببندیم سخت
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۲۵
به پنجم چو رهام گودرز بود
که با بارمان او نبرد آزمود
کمان برگرفتند و تیر خدنگ
برآمد خروش سواران جنگ
کمانها همه پاک بر هم شکست
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۰
دهم برته با کهرم تیغزن
دو خونی و هر دو سر انجمن
همی آزمودند هرگونه جنگ
گرفتند پس تیغ هندی به چنگ
درفش همایون به دست اندرون
[...]