گنجور

 
۱
۲
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۴

 

باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرس

تابها دارم از آن زلف پریشان که مپرس

از بتان حال دل گمشده می‌پرسیدم

خنده‌ای کرد نهان آن گل خندان که مپرس

در تب عشق به جان کندن هجران شده‌ام

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۴

 

ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش

منت این و آن مکش تیغ بکش مرا بکش

ناوک غمزه چون زنی گر نکنند جان سپر

ماه و شان نشانهٔ وش تیغ بکش مرا بکش

دست به تیغ چون زنی آتش شوق از دلم

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۵

 

زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل

ز در درآ و ببین خانهٔ مصور دل

در آرزوست مه خرگهی که بر گردون

منور از تو کند خانهٔ مدور دل

دلم شکفت که از میل طبع خلوت دوست

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۹

 

گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم

میسوزمش از صاعقه آه به یکدم

گر سر فنی از تن چون موی من ای شوخ

مهرت ز دل من سر موئی نشود کم

چون موی توام در دو جهان روی سیه باد

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۳

 

دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم

چشمی که بردارم ز تو بر دیگران چون افکنم

گر دم زنم بر کوه و دشت از آب چشم و خون دل

گریان کنم فرهاد را آتش به مجنون افکنم

از سوز دل در آتشم ای سینه پیدا کن رهی

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۰

 

ای بلند اختر سپهر وجود

وی گران گوهر خزانه جود

به خدائی که داشت ارزانی

به تو در ملک خود سلیمانی

که اگر زین فتاده مور ضعیف

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰ - ایضا ماده تاریخ

 

گل گلشن لطف عبدالغنی

که بادش بهشت معلی نصیب

به غربت فتاد و شراب اجل

شد از جام دورش همان جا نصیب

ولی چون پس از اربعینی شدش

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲ - وله ایضا

 

خان حاتم دل جم جاه که جبار جلیل

هرچه از بدو ازل داد باو نیکو داد

از زرو گنج ملوک آن که به صد بنده دهند

آن سخن سنج به یک بنده مدحت گو داد

بود از دولت آن مالک مملوک نواز

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۵ - وله ایضا

 

ای عطا پیشه که دریای سخا و کرمت

در تلاطم همه گوهر به کنار اندازد

محتشم کیست که مثل تو گران مقداری

بروی از خلق سبک روح گذار اندازد

چون به این لطف سرافراز شد اکنون آن به

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۱ - وله ایضا

 

سپهر حوصله آن ابر دست دریا دل

که جیب و دامن پر زر به سایل افشاند

حساب بخشش او در جهان به خلق خدا

به غیر قادر دانا کسی نمی‌داند

در اولم یکی از قابلان لطف چو دید

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۵ - وله در رثاء

 

میر عالی رتبه آن مهر سپهر عز و جان

در دری قیمت آن دریا دل والاگهر

زبدهٔ آل نبی سید قوام‌الدین که بود

بی‌نظیر از حسن سیرت در بسیط بحر و بر

چون به آهنگ ریاض خلدو گلزار جنان

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ میرزا غیاث‌الدین

 

قیمتی گوهر بساط وجود

در یک دانه جلیل صدف

حضرت میرزا غیاث‌الدین

چاکر خاندان شاه نجف

ناگهان شاه‌باز روحش کرد

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۹ - وله ایضا

 

افتخار اهل دولت خواجه احمد آن که بود

نشه اقبالش از فیض ازل در آب و گل

طایر روحش به شهبال توجه ناگهان

در هوای آن جهان زین آشیان برداشت ظل

از دل و جان بود مولای علی و آل او

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۶۵ - در مرثیه یکی از اکابر فرماید

 

پادشه ملک صباحت که بود

هم به صفا پادشه وهم به نام

گلبن گلزار سیادت که داشت

سرو حسد بر قد آن خوش‌خرام

ناگهش ایام ز بامی فکند

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۷۰ - قطعه

 

وقت آن شد که به شمشیر زبان

جدل آغازم و کارت سازم

نقد عزت که نه شایستهٔ توست

از تو بستانم و کارت سازم

هر لباسی که بدوزم از هجو

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸۳ - ایضا در مرثیه گوید

 

دوش تا صبح از صوامع قدس

می‌شنیدم خروش ماتمیان

گفتم آیا کدام پاکنهاد

کرده آهنگ و عزم راه جنان

یکی از هاتفان غیبی گفت

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸۶ - وله ایضا

 

در بارگه امام شافع

فرزند رسول و نور یزدان

شد سید ما به مهر فطری

در قرب جوار از مقیمان

این موت به از حیات جاوید

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰۷ - وله ایضا

 

ای جهان را از تو در گوش امید

استمالت‌های عام شامله

از پی اصلاح چشمم لازمست

مصلحی از مصلحات کامله

سویم از روی نوازش کن روان

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیه یکی از خواتین فرماید

 

همای آشیان سلطنت شهزاده سلطانم

مه خورشید پرتو مه چه رایات سلطانی

مهین بانو که بر تخت تجرد داشت چون مریم

ببر تشریف لم یمسسنی از بس پاکدامانی

به عزم گلشن فردوس زرین محملش ناگه

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۹ - ماده تاریخ فوت

 

از باغ جلال ملت آن تازه نهال

کافاق آراست

چون رفت و خرد حساب کمیت سال

از طبعم خواست

گل دستهٔ گلشن جلال افزون دید

[...]

۴ بیت
محتشم کاشانی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۱