گنجور

 
۱
۲
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱

 

هجوم نفس و هوا گر سپاه شیطانند

چو زور بر دل مرد خداپرست آرند

بجز جنود حکایات رهنمایان را

چه تاب آنکه بر آن رهزنان شکست آرند

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۲

 

چو صورتی به دلت سازی از ارادت راست

ز نفخ صور دم عارفان حیاتش ده

و گر شود متزلزل دلت ز جنبش طبع

به شرح قصه صاحبدلان ثباتش ده

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۳

 

آنی تو که از نام تو می بارد عشق

وز نامه و پیغام تو می بارد عشق

عاشق گردد هر که به کویت گذرد

آری ز در و بام تو می بارد عشق

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۴

 

قدر من در صف عشاق تو زان پستتر است

که زنم گام ارادت به مقامات وصول

در دلم نقش شده نام گدایان درت

بس بود نامه احوال مرا مهر قبول

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۵

 

لا فی النهار و لا فی اللیل لی فرح

فلا ابالی أطال اللیل ام قصرا

نی شب تهی ام نه روز از ناله و آه

خواهی شب من دراز خواهی کوتاه

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۵

 

خون می گریم از تو چه پنهان دارم

کز بهر تو این دو چشم گریان دارم

هر چند دلی ز وصل شادان دارم

صد داغ بر آن ز بیم هجران دارم

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۶

 

بهر تو به بر و بحر بشتافته ام

هامون ببریده کوه بشکافته ام

از هر چه رسیده پیش رو تافته ام

تا ره به حریم وصل تو یافته ام

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۷

 

لاف بی کبری مزن کان از نشان پای مور

در شب تاریک بر سنگ سیه پنهان‌تر است

وز درون کردن برون آسان مگیر آن را کزان

کوه را کندن به سوزن از زمین آسان‌تر است

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۸

 

زین پیش برون ز خویش پنداشتمت

در غایت سیر خود گمان داشتمت

اکنون که تو را یافتم آنی دانم

کاندر قدم نخست بگذاشتمت

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۹

 

آن که نی نام به دست است مرا زو نه نشان

دست بگرفته مرا در عقب خویش کشان

اوست دست من و پا نیز به هر جا که رود

پایکوبان ز پیش می روم و دست فشان

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۰

 

جانا ز در تو دور نتوانم بود

قانع به بهشت و حور نتوانم بود

سر بر در تو به حکم عشقم نه به مزد

زین در چه کنم صبور نتوانم بود

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۰

 

کی شود سوز قتیلت کشته زیر تیره خاک

زانکه این آتش ز جان روشن او خاسته ست

چون تواند عاشق از طوق وفایت سر کشید

قمری آسا طوق او از گردن او خاسته ست

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۱

 

مهمان توام در صف ارباب ارادت

بنشسته به هر چیز که آید ز تو راضی

بنهاده به خوان کرمت دیده امید

انعام تو را منتظرم نه متقاضی

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۲

 

ای که در شرع خداوندان حال

می کنی از سنت و فرضم سؤال

سنت آمد رخ ز دنیا تافتن

فرض راه قرب مولا یافتن

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۳

 

آن است دوستدار که هر چند دشمنی

بیند ز دوست بیش، شود دوستدارتر

بر سر هزار سنگ ستم گر خورد ازو

گردد بنای عشقش ازان استوارتر

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۳

 

هر کس که از هجوم محبت مریض شد

داند طبیب خویش لقای حبیب را

چون بر سرش طبیب بهشتی نهد قدم

بخشد شفا ز علت هستی طبیب را

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۴

 

هرکه خیزد بامداد از خواب و نبود در سرش

جز خیال خورد ازو آیین بیداری مجوی

وانکه شوید دست چون پای از سر بستر کشید

تا به خوان و سفره آرد دست، دست از وی بشوی

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۵

 

کیست دانی صوفی صافی ز رنگ تفرقه

آن که دارد رو به یکرنگی درین کاخ دو رنگ

نگسلد سر رشته سرش ز جانان گر بفرض

ره بر او گیرد ز یک سو شیر و دیگر سو پلنگ

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۵

 

از رنج کسی به گنج وصلت نرسید

وین طرفه که بی رنج کس آن گنج ندید

هرکس که دوید گور نگرفت به دشت

لیکن نگرفت گور جز آن کس که دوید

۲ بیت
جامی
 

جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۶

 

چون دلبر ما ز پرده رو ننماید

کس نتواند که پرده زو بگشاید

ور جمله جهان پرده شود باکی نیست

آنجا که پی جلوه جمال آراید

۲ بیت
جامی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۹