ای کرببلا مشرق انوار خدایی
زین بارگهت هم صفت عرش علایی
از شش جهت و چارطرف روح فزایی
تا مقتل شاهنشه خیل شهدایی
سر منزل اندوه و غم و کرب و بلایی
یک دل نبود از تو دمی شاد در ایّام
شهر تو بود غمکده و دشت خطرناک
تلخ است هواهای تو در کام چو تریاک
روئیده ز زهر، است به خاکت خس و خاشاک
چون زاده ی زهرا خلف سیّد لولاک
کشتی چه جوانان و نبودت ز کسی باک
کز آب فراتت همه را تشنه بدی کام
در دشت تو ای کرببلا هیچ پیمبر
ننهاد قدم اینکه نشد زار و مکدّر
آگه ز بلیّات تو گشتند سراسر
بر سبط رسول آنچه شده ثبت به دفتر
در ماتم این شه همه بر چهر منوّر
کردند روان لؤلؤ لالا ز دو بادام
روزی که به صحرای تو آمد ز مدینه
این خسرو بی لشگر و بی شبهه و قرینه
با اهل حرم خاصه دل افسرده سکینه
در شطّ تو با آنکه روان بود سفینه
بودند همه خشگ لب و سوخته سینه
از جور و ستمکاری اعدای بدانجام
تا آنکه به روز دهم ماه محرّم
شد لشگر بسیار در این دشت فراهم
یکسر زپی قتل حسین گشته مصمّم
پس شمر به بیداد و ستم گشت مقدّم
نه بیم ز یزدان نه ز پیغمبر خاتم
کرد آنچه نیاید به گمان در همه اوهام
چون تشنه لب از خنجر او کشته شد این شاه
آفاق پر از غلغله شد تا فلک ماه
شه را چو زدند آتش بیداد به خرگاه
جبریل گهی زد به سر و گاه کشید آه
با کینه ببردند پس آن لشگر گمراه
اولاد علی را چو اسیران به سوی شام
تا شاد نمایند ز خود آل زنا را
کردند، به یکباره فراموش خدا را
ز اندازه بکردند فزون جوروجفا را
کشتند زکین پنجمی آل عبا را
کز بهر چنین روز شفیع آید ما را
هم روز قیامت به بر ایزد علّام
یا شاه شهیدان نظری کن به گدایان
کاندر حرمت گشته زغم نوحه سرایان
زین طرفه بلایی که ندارد حد و پایان
بر اهل نجف زمره ی بی برگ و نوایان
ای قبله ی مقصود همه بار خدایان
کن حکم بلا را رود از ساحت اسلام
بر درگه خلاّق جهان قادر یکتا
ما را تو شفیعی چه به دنیا چه به عقبی
ای بنده ی جان بخش دمت صد چو مسیحا
این مرده دلان را به کلامی بکن احیا
یکره به شفاعت لب جان پرور بگشا
ز آسیب بلا شهر نجف را بکن آرام
شش ماه فزونست که این مایه ی ماتم
غالب شده بر قالب ذریّه ی آدم
این است بلایی که مبین باشد و مبرم
یک روز کشد بیش و دگر روز کشد کم
زین طرفه بلا داد، که ماننده ی ضیغم
افتاده میان گلّه ی آهو و اغنام
اهل نجف از بیم وبا طعنه ی طاعون
مجموع پریشان و غمین حال و جگر خون
گردیده فراری چه به دشت و چه به هامون
ما سوی تو بشتافته با حال دگرگون
خاک درت از آب مژه ساخته جیحون
تا آنکه نمایی نظری از ره اکرام
بر پیر و جوان دوستی ات حصن حصین است
امر تو روان هم به سما هم به زمین است
در هر دو جهان مهر تو سرمایه ی دین است
بر خلق ولای تو همان حبل متین است
ما را ز تولاّی تو مقصود همین است
کاین حادثه را دور کنی از همه اجسام
ای روز ازل داده به درگاه خداوند
جان و تن و اموال و عیال و زن و فرزند
بر خاک نشینان ره این واقعه مپسند
تا خصم از این غصّه بیفتد به دلش بند
زان لعل لبانت به شفاعت دو شکرخند
بنمای و بکن شاد دل خاص و دل عام
این جامه ی$ ارزنده تر از درّ بهایی
باشد ز پی پاسخ گفتار «وفایی»
آن شاعر کامل که به تائید خدایی
ختم است بر او مرتبه ی مدح سرایی
هرگز ز چنین رتبه مباداش جدایی
کز «مشتری» او یاد کند در همه هنگام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف عاشورا و واقعه کربلا میپردازد و از درد و رنجهایی که بر اهل بیت پیامبر اسلام در این واقعه رفته است، سخن میگوید. شاعر کربلا را سرزمینی پر از غم و اندوه معرفی میکند و به تشنگی و ظلمی که بر امام حسین (ع) و یارانش روا شده، اشاره دارد. او به نکتهای مهم میپردازد که چطور عنایات خداوند در کربلا نمایان میشود و از امام حسین (ع) به عنوان پناه و شفیع یاد میکند. در نهایت، شاعر خواستههای خود را از خداوند مطرح کرده و از او طلب آرامش و دور کردن بلاها از مردم میکند. شعر پر از احساساتی عمیق و ارادت به اهل بیت (ع) است و بر ولایت و محبت به آنها تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ای کربلا، تو سرچشمه نورهای الهی هستی و از جایگاه تو، صفات عرش الهی تجلی میکند.
هوش مصنوعی: از همه جهات و اطراف، تلاش زیادی برای افزایش روحیه و انگیزه وجود دارد تا به جایی که شهدای بزرگوار و پهلوانان قرار دارند، برسیم.
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار و پر از غم و مشکل، هرگز دلی پیدا نشد که از حضور تو در لحظهای شاد باشد.
هوش مصنوعی: شهر تو پر از اندوه و دشتهای آن پر از خطر است. هوای تو به اندازه تریاک تلخ و ناگوار است.
هوش مصنوعی: از زهر روییده، در خاک تو خس و خاشاکی وجود دارد، مانند فرزندی از زهرا که جانشین سید لولاک است.
هوش مصنوعی: کشتی جوانان در آب فرات به حرکت درآمده و هیچکس از نبودن تو ناراحت نیست، زیرا همه به خاطر آب فرات تشنهاند.
هوش مصنوعی: در دشت تو، ای کربلا، هیچ پیامبری پا نگذاشت، زیرا این سرزمین از درد و غم پر شده است و شرایطش مناسب نیست.
هوش مصنوعی: اگر از مشکلات و بلایای تو باخبر شدند، همه بر نسل پیامبر، آنچه که اتفاق افتاده است را در دفتر ثبت کردند.
هوش مصنوعی: در سوگ این پادشاه، همه بر چهرهام زینت و زیبایی بخشیدند، همانطور که مرواریدها در سایه دو بادام درخشش دارند.
هوش مصنوعی: روزی که این پادشاه بدون سپاه و نشانهای به بیابان تو آمد، از مدینه به سمت تو آمد.
هوش مصنوعی: با خانواده و ای کسانی که در خانهی حرم هستید، بهویژه سکینه که دلش کسل و غمگین است، در ساحل تو در حالی که کشتی در حال حرکت بود.
هوش مصنوعی: همه در غم و اندوه بودند و دلهایشان پر از درد و ناراحتی، به خاطر ظلم و ستمهایی که از سوی دشمنان به آنها وارد میشد.
هوش مصنوعی: تا روز دهم ماه محرم، گروه زیادی در این دشت جمع شدند.
هوش مصنوعی: دستهای از مردم تصمیم گرفتهاند که به خاطر کشتن حسین (ع) به شدت عمل کنند و شمر در این میان به عنوان نخستین فردی که به ظلم و ستم ادامه میدهد، جلو میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص هیچ ترسی از خدا و پیامبر آخرالزمان ندارد و هر کاری که انجام میدهد، فراتر از حد تصور و خیالات است. او از چیزی نمیهراسد و به نظرات و باورهای معمولی اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: وقتی که این شاه که در عالم شناخته شده است، به دست خنجر کسی کشته شد، فضای دنیا پر از شایعه و سر و صدا شد. در این زمان حتی آسمان و ماه هم تحت تأثیر این واقعه قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: وقتی جبارانی بر شهری ظلم و ستم کردند، گاهی آتش انقلاب به سراغ فرشتگان هم میرفت و گاهی آنها را به تاسف و اندوه میکشاند.
هوش مصنوعی: لشگری که معاند و گمراه بود، با کینه و دشمنی، فرزندان علی (ع) را مانند زندانیان به سمت شام بردند.
هوش مصنوعی: آنها برای اینکه خود را شاد کنند، به یکباره خدا را فراموش کردند و به کارهای زشت خود مشغول شدند.
هوش مصنوعی: از حد و حدود فراتر رفتند و ظلم و ستم را گسترش دادند، و در نتیجه، جان پنجمی از خاندان نبوت را گرفتند.
هوش مصنوعی: به خاطر چنین روزی، شفیع ما به پیشگاه خداوند میآید و در روز قیامت نیز ما را مورد لطف و رحمت قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه شهیدان، به بندگان نیازمند نگاهی کن، زیرا در سایه احترام تو، درد و غم نوحهخوانان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: به خاطر مصیبت و بلایی که بر اهل نجف واقع شده است، که هیچگونه اندازه و پایانی ندارد، گروهی بیثمر و بیصدا در آنجا وجود دارند.
هوش مصنوعی: ای هدف و مرکز مقصود تمام خدایان، سرپرستی کن و فرمان بلا را صادر کن تا از مرز اسلام بگذرد.
هوش مصنوعی: در درگاه خالق یکتا و توانا، تو شفیع ما هستی، چه در این دنیا و چه در آن دنیا.
هوش مصنوعی: ای بندهای که جان را به زندگی میآوری، تو چنان برکت و نفسی داری که مانند مسیح، میتوانی این دلهای مرده را با یک کلام زنده کنی.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به دعای خود برای جلوگیری از مشکلات و سختیها اشاره میکند. او از یک موجود مقدس خواسته است که با شفاعتش، درهای رحمت و نگهداری را به روی شهر نجف بگشاید و آنجا را از خطرات و بلایا در امان نگه دارد. به نوعی، شاعر امیدوار است که این موجود بتواند آرامش و امنیت را به این شهر بازگرداند.
هوش مصنوعی: شش ماه است که این اندوه و غم، تمامی زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: این درد و رنجی است که مشخص و واضح است؛ گاهی شدت میگیرد و گاهی کم میشود.
هوش مصنوعی: این دردی است عجیب که همچون یک شیر در میان گلهای از آهوها و گوسفندها قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: مردم نجف از ترس بیماری و شیوع طاعون، در حالی که حالشان خراب و دلشان شکسته است، به شدت نگران و ناراحت هستند.
هوش مصنوعی: کسی که در حال فرار است، در هر جایی چه در دشت و چه در بیابان، به سوی تو میشتابد و حالتی متفاوت و دگرگون دارد.
هوش مصنوعی: خاکی که در آستان تو است با اشکهای چشم من به جیحون تبدیل شده است، تا زمانی که نظری با مهربانی بر من بیفکنی.
هوش مصنوعی: دوستی تو برای هر دو گروه، پیر و جوان، مانند دژی مستحکم است و فرمان تو هم به آسمان میرود و هم به زمین.
هوش مصنوعی: در همه جا، محبت و عشق به تو، اساس ایمان مردم است و وفاداری به تو، همان رشته محکم و استواری است که به مردم کمک میکند.
هوش مصنوعی: ما از محبت و دوستی تو فقط یک هدف داریم و آن این است که تو این اتفاق را از همه موجودات جدا کنی.
هوش مصنوعی: ای روز نخست، به درگاه خداوند جان و تن خود و دارایی و خانواده و همسر و فرزندان را تقدیم کردهام.
هوش مصنوعی: این بیت نشان میدهد که نباید بر درد و رنج کسانی که بر زمین نشستهاند، تأکید کرد. زیرا این کار ممکن است به دشمنان این موضوع کمک کند تا از این غم رنجیده شوند. به تعبیر دیگر، بهتر است به جای تشدید مشکلات، به بهبود اوضاع مردم توجه کرد.
هوش مصنوعی: از زیبایی لبهای تو به کمک دو لب خندان، شادی را به دل خاص و عام هدیه کن.
هوش مصنوعی: این لباس از مروارید باارزشتر است، زیرا به دنبال پاسخ به سخنان وفا هستم.
هوش مصنوعی: شاعر کاملی که مورد تأیید پروردگار است، در ستایش او مقام بلند و ارزشمندی دارد.
هوش مصنوعی: هرگز از چنین مقام و جایگاهی جدا نشو، زیرا همیشه یاد «مشتری» او در ذهن میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.