گنجور

غزل شماره ۹ - حالا چرا

 
شهریار
شهریار » گزیده‌ی غزلیات
 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: درج ۷۸

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی مشتاقی نوشته:

آدم که این غزل رو می خونه، دوست داره عاشق شه!!!
از خیلی ها ( از عاشق شکست خورده گرفته تا بچه مدرسه ای ۱۲ ساله ) شنیدم که این غزل شدیداً به دلشون نشسته و باعث شده که دنبال غزلیات شهریار باشن!!!
من اینکاره نیستم! ولی با خوندن این غزل یاد غزلیات جناب حافظ می افتم!!!
یا علی …

حسین نوشته:

از شما متشکرم که آثار شهریار را هم به مجموعه خود اضافه کردید

وحید نوشته:

فقط می تونم بگم زیباست همین

هیرود سلطانیان نوشته:

درد عشقش را به لعل شعر خود آمیخته است
شهریار عاشقان این ترک مشتاقان چرا

کاشکی آدم همه حافظ و مولنا بدی
شهریاران را چه شد ایران زمین ویران چرا

محمد آصف مهری نوشته:

در بیت اخیر بی جیب نوشته شده است که درست آن چنین است:

“بی حبیب”

همچنان این شعر شهریار را بخوانید “برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم”

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعید چلیپا نوشته:

پیشنهاد می کنم غزل زیبای ” ماه مهمان نواز” را هم از آثار استاد شهریار به مجموعه اضافه کنید:
در پناه سایه رفتم سرو ناز خویش را
میهمان بودم مه مهمان نواز خویش را

فرشته شعبانی نوشته:

من عاشق اشعار استاد شهر یار هستم.و این غزل شاهکار غزلیات ایشان است.انقدر زیبا و ÷ر معناست که با خواندن ان بی اختیار اشک از چشمان انسان جاری میشود.رحمت خداوند بر بزرگ مردی چون شهر یار.

الهام نوشته:

من دانشجوی فوق لیسانس ادبیاتم.تا حالا ازخواندن هیچ شعری اندازه این شعر لذت نبردم.ادم عشقو تو این شعر میبینه

نجاتی نوشته:

می دانید چرا در این دوره عشق دیده نمی شود؟چون آخرین عشق با شهریار زاده شد و با شهریار رفت ولی با اشعارش خود و عشق را جاودانه کرد.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‌توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‌بندی بهتر اشعار کمک کنید.

تذکر مهم: از برچسب به جای حاشیه یا نظر استفاده نکنید. برچسبهای غیرمرتبط یا بلند و جمله‌وار یا حاوی ابیات شعر حذف می‌شوند، در صورتی که برچسب نیاز به توضیح دارد متن توضیح را به صورت حاشیه درج کنید.

برچسبهای شعر:

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‌کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.

گنجور رومیزی را دریافت کنید!