گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم

سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم

من از دل این غار و تو از قله آن قاف

از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم

دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن

چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم

آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان

شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم

من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم

بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم

از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست

با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم

با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی

در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم

با چشم صدف خیز که بر گردن ایام

خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم

بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار

جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم

پروانه نبودیم در این مشعله باری

شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما

با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم

بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم

ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هادی م.م. نوشته:

شهریار این شعر را در پاسخ شعر نیما پوشیج می سراید.

رازی است که آن نگار می داند چیست
رنجی است که روزگار می داند چیست
آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوست
من دانــم و شــــهریار می داند چیست

کلیات نیما یوشیج

امیرحسین نوشته:

در بیت ۸ :خر مهره ببندیم و به دردانه بگرییم.
در بیت آخر: بگذار به هذیان تو ( یا ما ) طفلانه بگریند.

دکتر احمدزاده نوشته:

سلام!این شعر جند بیت دیکه ای هم داره که از درج نکردین بعد از بیت نه چراغیم….این بیت وجود دارد:این شانه پریشان کن کاشانه ی دلهاست/یک شب به پریشانی از این شانه بگرییم. بعد از بیت من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم دو بیت :پیمان خط و جام یکی جرعه به ما داد/کز دور حریفان دو سه پیمانه بگرییم ./برگشتن از آیین خرابات نه مردیست/ می مرده بیا در صف میخانه بگرییم.و بعد از بیت با چشم صدف خیز…../بیت:آیین عروسی و چک و چانه زدن نیست/بستند همه چشم و چک و چانه بگرییم.وجود دارد با تشکر

حاجب نوشته:

بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند

ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

مجیدلاله نوشته:

در بیت۹ بلبل که نبودیم بخندیم به گلزار صحیح تر به نظر می رسد. به دراینجا در معنی می دهد. تضاد کلمات بیت ها این مفهوم را قریب به یقین می کند.

علی نوشته:

بیت آخر مصرع اول بخندند به مفهوم بیشتر میخوره
بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند

دکتر رضایی نوشته:

بگذار به هذیان تو طفلانه بخندند
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم
لطفا اصلاح کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام