خار و گل را جوش یک پیمانه میدانیم ما
سبزه بیگانه را افسانه میدانیم ما
خو به الفت کرده را بیگانه میدانیم ما
سایه دیوانه را دیوانه میدانیم ما
در ریاضی کز خرامت شمع مینا روشن است
نکهت گل را پر پروانه میدانیم ما
پیش مجنون سربلندیها خیالی بیش نیست
آسمان را سایه ویرانه میدانیم ما
شعله جواله از هر ترکتازش دیدهایم
هر غباری را پر پروانه میدانیم ما
حرفی از لوح جبین دوستیها خواندهایم
آشنایان را ز هم بیگانه میدانیم ما
از خرابیهای دل گردیده نام ما بلند
صبحدم را گرد این ویرانه میدانیم ما
بیقراریهای پنهان گفتوگوی ما بس است
از تپیدنهای دل افسانه میدانیم ما
تا سواد خط سودای تو روشن کردهایم
نوخطان را سبزه بیگانه میدانیم ما
جلوه ایجاد در نور چراغ خود گم است
آفرینش را پر پروانه میدانیم ما
کس نمیفهمد زبان گفتوگوی ما اسیر
هرچه میدانیم ما بیگانه میدانیم ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مفهوم دیالکتیکی رابطهها و معانی زندگی پرداخته است. او از اصلیترین موضوعات مانند روابط انسانی، عشق، و سرنوشت سخن میگوید و اشاره میکند که بسیاری از چیزها را درباره همگی بیگانه و ناآشنا میدانیم. شاعر با ذکر تصاویری همچون خار و گل، سبزه، و آتش، به تضادها و کنشهای مختلف در زندگی اشاره میکند. همچنین، او از ناامیدیها و بیقراریهای پنهان در دل انسانها صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که آنچه میدانیم، در حقیقت فهمی ناآشنا و دور از ماست.
هوش مصنوعی: ما خار و گل را به اندازهای در نظر میگیریم، در حالی که سبزهای که برای ما نشناخته است، فقط یک داستان خیالی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: کسی را که به محبت عادت کرده باشد، بیگانه فرض میکنیم و سایهی یک دیوانه را نیز دیوانه میپنداریم.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی عشق و زیباییهای آن اشاره دارد. شاعر میگوید که زیبایی و روشنایی عشق از حرکت و جلوهی شمع مینا است، و ما عطر و خوشبویی گل را با حضور پروانهای در کنار آن میشناسیم. به نوعی، این ابیات نشاندهندهی پیوند عمیق میان زیباییهای طبیعی و احساسات عاشقانه است.
هوش مصنوعی: مجنون فقط فکر میکند که به دستاوردهای زیادی دست یافته، در حالی که ما آسمان را تنها سایهای از ویرانیها میدانیم.
هوش مصنوعی: ما هر زمان که شعلهای از جوشش و جنبش ببینیم، شگفتزده میشویم و هر غباری را با حسی شگفتانگیز مثل پروانهای آزاد تصور میکنیم.
هوش مصنوعی: ما از روی چهرهی دوستان نشانههایی را دیدهایم و به همین دلیل فکر میکنیم که آشنایان ما از یکدیگر بیگانهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهایی که به دل ما رسیده و خرابیهایی که در آن وجود دارد، نام ما به اندازهای شناخته شده است که در صبح زود، دیگران ما را به خاطر این ویرانی میشناسند.
هوش مصنوعی: نگرانیهای مخفی و بیقراری ما کافیست، ما از تپشهای قلب افسانهها را میدانیم.
هوش مصنوعی: ما برای عشق تو تلاش و کوشش کردهایم و به همین دلیل، جوانان را از گیاهان بیگانه میدانیم.
هوش مصنوعی: نور چراغ بر زیبایی خود پردهای میکشد، و ما آفرینش را به خاطر پروانهای که به سمت آن جذب میشود، میشناسیم.
هوش مصنوعی: هیچکس متوجه نمیشود که ما چگونه با هم در حال گفتگو هستیم. هر چیزی را که میدانیم، حس میکنیم که به ما مربوط نیست و از آن بیگانهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.