هر چند تپید بسمل ما
خندان تر گشت قاتل ما
گر برق ز آبرو نیفتد
خجلت زدگی است حاصل ما
در سینه دگر سخن نمانده است
جای دل اوست یا دل ما
دیوانه آن نزاکت خو
شد زلف پری سلاسل ما
می جوشد خنده از گل او
می روید لاله از گل ما
گوشی نکشید گوش دردی
فریاد ز حسرت دل ما
در سینه گلستان نگنجد
زخمی که شکفته در دل ما
بر دوری ما چرا نخندد
جامی زده حسرت از دل ما
از زخم نهان که بیشتر باد
گل کرد بهار در گل ما
کس را به سخن نمی گذارد
گر قاتل ماست قاتل ما
چندانکه اسیر درد دیدیم
آسان تر گشت مشکل ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ظرافت و پیچیدگی احساسات انسانی میپردازد. او به تناقضات عشق و درد اشاره میکند، جایی که عشق میتواند هم شادیآور و هم دردآور باشد. بیان میکند که دلهای عاشق در بند عشق اسیرند و این احساسات عمیق نمیتوانند به راحتی در کلمات بیان شوند. همچنین به زیبایی و تلخی زخمهای عاشقی اشاره شده است، به طوری که این زخمها در نهایت به تولد احساسات جدید و بهار در دلها منجر میشوند. شاعر از راز و رمزهای عشق و نحوه تاثیر آن بر زندگی انسانها سخن میگوید و میگوید که هرچند دردی وجود دارد، اما این درد نیز در گذر زمان آسانتر میشود.
هوش مصنوعی: با اینکه زخمی و بیدفاع هستیم، قاتل ما در عوض خوشحالتر و شادابتر میشود.
هوش مصنوعی: اگر آبرو به خطر نیفتد، از شرم و خجالت ما نتیجهای نمیگیریم.
هوش مصنوعی: در درون ما دیگر جایی برای سخن گفتن نیست؛ اینجا یا دل او وجود دارد یا دل ما.
هوش مصنوعی: دیوانه به زیبایی و لطافت زلف شگفتانگیز ما عادت کرده است.
هوش مصنوعی: خنده و شادی از او جاری است و زیبایی و لطافت در دل ما به وجود میآید.
هوش مصنوعی: گوشهایتان را نکنید، چرا که صدای درد دل ما به خاطر حسرت، بلند است.
هوش مصنوعی: هیچ زخم و دردی که در دل ما بوجود آمده، در زیبایی و لطافت گلستان جا نمیگیرد.
هوش مصنوعی: چرا کسی که با ما فاصله دارد، به غم و اندوه ما نمیخندد؟ دل ما از این دوری پریشان و حسرتزده است.
هوش مصنوعی: زخمهای پنهان و دردهای نهفته، باعث شده است که در بهار، گلهای زیبایی در دل ما شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: هیچکس را به حرف نمیآورد حتی اگر قاتل ما باشد، قاتل ما.
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر در درد و رنج فرو رویم، مشکل ما راحتتر و قابل تحملتر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل خواهد کرد از گل ما
خاری که شکسته در دل ما
از کوی وفا برون نیائیم
دامنگیر است منزل ما
مرغان حرم ز رشک مردند
[...]
برجا دل و او مقابل ما
گرد سر طاقت دل ما
حسرت بر اوست آنچه کشتیم
گو برق بسوز حاصل ما
جز او که گشاید آنچه او بست
[...]
دل خوش شودت ز مشکل ما
مشکل ز تو خوش شود دل ما
ایزد بسرشت چون گل ما
مهر تو نهفت در دل ما
باز آی که رونقی ندارد
بی شمع رخ تو محفل ما
چون هست ندیم در بر آن گل
[...]
یاری نه و مبتلا دل ما
برقی نه و سوخت حاصل ما
در کعبه و سومنات نبود
جز روی تو در مقابل ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.