زاهد به جان زهد که آزار من مکن
بیجا میانجی من و دلدار من مکن
مشرب هم از کمینه غلامان مذهب است
ایمان خشک اینهمه در کار من مکن
اقرار دیر و صومعه بشنو ز جوش می
دیگر میا و دعوی انکار من مکن
ایمان ناقصی که ندارم بیا ببین
تسبیح شید رشته زنار من مکن
من کفر محض و چشمه ایمان دل من است
سر بسته گفتمت به کس اظهار من مکن
ایمان محمد و علی و یازده امام
گفتم اسیر اینهمه آزار من مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی نقد و ابراز نارضایتی از زهد و سختگیریهای مذهبی است. شاعر از زاهد میخواهد که او را با آزار و نصیحتهای بیمورد نرنجاند و تأکید میکند که مسائل مذهبی و روحانی او را درک کند. او به این نکته اشاره دارد که ایمان او کامل نیست و به جای انکار و قضاوت، باید او را درک کنند. شاعر احساسات متضادی از کفر و ایمان را در دل خود دارد و از زاهد میخواهد که در این موضوع دخالت نکند و طردش نکند. در نهایت، او از آزارهای ناشی از دینداری در زندگیاش گلایه میکند.
هوش مصنوعی: ای زاهد، به زهد خودت مغرور نشو و بیجا مداخله نکن؛ این میانجیگری بین من و معشوقم را رها کن.
هوش مصنوعی: از نظر من، آدمها باید به اعتقادات و باورهای خود اهمیت بدهند، اما نباید در کار دیگران دخالت کنند یا به آنها فشار بیاورند. ایمان باید چنان باشد که آزادی عمل و تفکر را به دیگران بدهد و در عین حال به خود نیز پایبند باشد.
هوش مصنوعی: به تأخیر افتادن در اعتراف و شنیدن سخنانی از صومعه را فراموش کن، دیگر به این جا نیا و از من انکار نکن.
هوش مصنوعی: ایمان ناقص من را ببین، به من نگو که مانند تسبیح در گرداب گرفتار هستم.
هوش مصنوعی: من به طور کامل غیرمؤمن هستم، اما در درون من چشمهای از ایمان وجود دارد. من این احساس را پنهان کرده و به کسی اعلام نکن.
هوش مصنوعی: ایمان من به محمد، علی و یازده امام این است که از آزار و اذیتی که به من میرسد، جلوگیری کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.