گنجور

 
اسیر شهرستانی

گر ندانی تا قیامت راز ما

نقش کن بر لوح دل انداز ما

بی جگرتر از نگاه حیرتیم

بر زمین پر می کشد پرواز ما

ما امانتدار نقد وحدتیم

در دل عالم نگنجد راز ما

گر نداند دل توان معذور داشت

می گدازد در دل ما راز ما

از تغافل صید دلها می کند

شیوه ها دارد شکار انداز ما

بسته ایم از بیزبانی صف اسیر

سینه صافی ترک تیرانداز ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

بشنود هر کس بجان این را ز ما

در جهان جان شود انبازما

نشاط اصفهانی

مرحبا ای عشق غم پرداز ما

ای تو هم همراز و هم غماز ما

صفی علیشاه

با لب او من چو نی دمساز ما

زآن لب است ار بشنوی آواز ما

عمان سامانی

در کف نامحرم افتد، راز ما

بشنود گوش خران، آواز ما

پروین اعتصامی

علم ره بنمودن از حق، پا ز ما

قدرت و یاری از او، یارا ز ما

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه