سراپا یکدلم درد تمنای کسی دارم
همه تن دیده ام شغل تماشای کسی دارم
اگر گستاخم ای فرزانگان معذور داریدم
ز بی پروایی آن مه چه پروای کسی دارم
نگاهم گرده گلزارها در آستین دارد
سواد بینش از خاک کف پای کسی دارم
تمنا کشته تیرش تغافل زخم شمشیرش
ندانم اینقدر دانم که سودای کسی دارم
غبار من اسیر از سرکشی برخاک ننشیند
مگر در سر هوای سرو بالای کسی دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تعبیر عمیق و احساسی از عشق و تمایل شاعر به یک شخص خاص میپردازد. شاعر با بیان اینکه قلبش پر از آرزو و درد برای کسی است، از تماشای آن فرد به عنوان شغل خود یاد میکند. او از عشقش به این فرد بدون پروایی صحبت میکند و به زیبایی و وجود آن شخص در زندگیاش اشاره میکند. او همچنین به زخمهای ناشی از این عشق اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که غبار عشق او تنها در حضور و یاد آن شخص آرام میگیرد. به طور کلی، شعر در توصیف عواطف عمیق و پیچیدهای که عشق در دل انسان ایجاد میکند، زیبا و پر از احساس است.
هوش مصنوعی: تمام وجودم پر از یکدلی و آرزوی دیدن کسی است. من فقط به تماشا و مشاهده آن شخص پرداختهام.
هوش مصنوعی: اگر من بیادب یا جسور به نظر بیایم، ای خردمندان، لطفاً مرا ببخشید. چون من که در برابر آن شخص با شهامت قرار گرفتهام، دیگر هیچ نگرانی از هیچکس ندارم.
هوش مصنوعی: نگاهم به باغها و گلزارها جلب شده و در دل خود بصیرتی دارم که از تجربههای شخصی و دشواریها به دست آمده است.
هوش مصنوعی: آرزوی کسی را دارم که بیخبر از من، با تیر زخمزنی و با شمشیر جفا میکند؛ اما نمیدانم این احساس من چقدر عمیق است.
هوش مصنوعی: غبار من به خاطر سرکشیام بر روی زمین نمینشیند مگر اینکه به خاطر کسی که در آرزویش هستم، باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.