رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما
صید دلیم و گردن تسلیم بند ما
شکر فروش خنده او زهر چشم او
تلخی فزای گریه ما زهرخند ما
گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم
دارد سپند غنچه در آتش گزند ما
خویش بهانه جوی و نگه تشنه التفات
ناکام آرزو دل مشکل پسند ما
دلبستگی به الفت جاوید داده ایم
عمر دراز خضر محبت کمند ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات مربوط به عشق و تعلق سخن میگوید. او خود را مانند صیادی میداند که در دام عشق گرفتار شده است و این درد و شادیهای متضاد را تجربه میکند. تأثیر عشق بر زندگیاش را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه محبت و امید، با وجود زهر تلخیهای آن، زندگی را معنیدار میکند. در نهایت، شاعر از کمند عشق و وابستگی به محبوب سخن میگوید و به نوعی از جاودانگی این عشق و تاثیر آن بر عمر خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما در مسیر اطاعت و تسلیم هستیم و دنبال کردن ما مانند یک شکارچی است که قلب ما را در دام خود گرفته و ما به بند آن تسلیم شدهایم.
هوش مصنوعی: خندهی او مانند شکر است و چشمش زهر دارد. گریهی ما هم به تلخی میافزاید و این درد و رنج ما به نوعی زهرخند به حساب میآید.
هوش مصنوعی: ما مانند گلدستهای بلند از شوق و عشق به دیدار همدیگر شعلهور شدهایم، و این عشق همچون غنچهای در آتش میسوزد و آسیب میبیند.
هوش مصنوعی: خودت را بهانه جوی و نگاهت را بر دلت که آرزوی محبت را در خود دارد، متمرکز کن. دل ما دشوارپسند است و به راحتی به کسی توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: ما عمر طولانیتری را به خاطر محبت و عشق پایدار خود به دیگران سپری کردهایم، همچون خضر که در افسانهها کمند محبت میافکنده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما را کشد بسوی تو شوق بلند ما
هر موی تازیانه شود برسمند ما
در آب و خاک ما شرر اضطراب نیست
ماند چو خال بر رخ آتش سپند ما
هیچیم و هیچ را نخرد هیچکس به هیچ
[...]
چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ما
آه ار نفس زیاده کشد دردمند ما
چون صبحدم به خون شفق غوطه ها زدیم
هر چند بود یک دو نفس نوشخند ما
در بوته ای که سنگ در او آب می شود
[...]
آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما
آماده شد بلای دل دردمند ما
ما مهر از آن پسر سر مویی نمیبریم
برند اگر به خنجر کین بندبند ما
تا چشم خود به دورهٔ ساقی گشادهایم
[...]
عشق رخت براه حقیقت سمند ما
خاک درت دوای دل دردمند ما
سودائیان عشق توایم و در آتشیم
در سوز دائمیم و نباشد گزند ما
آمد به دست کوته ما تاب زلف دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.