ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستم
دل آسوده را از خاطر غمگین ندانستم
دمی با خواب راحت دیده من آشنا گردید
که چون جوهر به غیر تیغ او بالین ندانستم
مرا آیینه دل خضر راه سینه صافی شد
که هرگز در محبت جبهه پر چین ندانستم
نکردم فرق زخم تیغ و مرهم در گرفتاری
ز فیض ساده لوحی مهر را از کین ندانستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و احساسات خود سخن میگوید. او بیان میکند که عشق را هرگز تلخ ندانسته و دل آسودهاش را از غم بیبهره میبیند. زمانی که به خواب راحت میرود، پیوندی عمیق با آن احساس پیدا میکند و نمیتواند جدایی آن را از درد و رنجش بفهمد. همچنین، او عشق را به عنوان وسیلهای برای روشنایی و پاکی دل خود معرفی میکند و درک درستی از زخمها و مرهمها در زندگیاش ندارد. او از سادگی خود در محبت یاد میکند و تفاوت بین محبت و کینه را نمیفهمد. در نهایت، این ابیات نشاندهنده عمیقترین احساسات انسانی و پیچیدگیهای عشق هستند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، هرگز طعم تلخی را از شیرینی نشناختم و هرگز نتوانستم دل آرام را از اندوه دور سازم.
هوش مصنوعی: مدت کوتاهی با خواب آرام پیوند برقرار کردم، اما وقتی از خواب بیدار شدم، متوجه شدم که مانند جوهری که از تیغی جدا شده، در حالتی از بیحوصلگی و بیخبری از دنیای اطراف و راحتی خودم به سر میبردم.
هوش مصنوعی: دل من همچون آینهای شفاف شده که در مسیر عشق، هیچگاه نشانهای از زخم و چین و چروک در آن نمیبینم.
هوش مصنوعی: در شرایط دشواری که به سر میبردم، نتوانستم تفاوتی بین زخم ناشی از تیغ و مرهمی که تسکیندهنده است، قائل شوم. به خاطر سادگی و بیخبریام، عشق را از کینه و دشمنی تمیز ندادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.