کرده ای انتخاب خنده گل
زین سبب رفته آب خنده گل
تا تو در گلشنی نمی آرد
خنده صبح تاب خنده گل
جگر پاره پاره ای دارم
چون نخوانم کتاب خنده گل
شب به یاد لب کسی تا صبح
می کشیدم گلاب خنده گل
به غزال رمیده می ماند
چمن از انقلاب خنده گل
از خجالت به غنچه پنهان شد
لبت آمد به خواب خنده گل
دل ما راز دار لعل کسی است
صبح داند حساب خنده گل
چمن از خنده لب ببندد اسیر
تا تو دادی عذاب خنده گل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت عشق و خنده میپردازد و از نقش آن در زندگیاش سخن میگوید. او با توصیف چهرهی محبوب و اثر خندهاش بر طبیعت، احساسات عمیق خود را ابراز میکند. غم و شادی در هم آمیختهاند و شاعر از درد دل و یاد محبوب، به زنده بودن و شور زندگی اشاره میکند. همچنین، او به رازهای دل و عشق نهفته در آن میپردازد و با تصاویری زیبا از گل و چمن، دلتنگی و شادی را در شعر نمایان میسازد.
هوش مصنوعی: تو خندههای گل را برگزیدهای و به همین دلیل، آب خندهی گل به زمین رفته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در باغ گل هستی، خنده صبح و زیبایی گل به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و رنج است، زیرا وقتی که نمیتوانم کتاب خوشحالی گل را بخوانم، این احساس بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: در شب به یاد لبخند معشوقی، تا صبح به عطر و بوی گل شادمانه مشغول بودم.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر خندهی گل، آرامش خود را از دست میدهد و به حالت وحشت زدهای شبیه غزال رمیده در میآید.
هوش مصنوعی: از شرم، لبهای تو مانند غنچهای پنهان شد و در خواب، خندهی گل به وجود آمد.
هوش مصنوعی: دل ما حاکی از محبت و زیبایی کسی است که در صبح، لبخند گل را میشناسد.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر شادی و خوشحالی، لبهایش را میبندد، چون تو به گل عذابی از خنده دادهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.