سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
از بتان چشم نگاه آشنا دارم هنوز
گرچه صیادم به دور افکنده از ناقابلی
استخوانی بهر تکلیف هما دارم هنوز
گرچه بی سرمایه ام در عشق لیک از فیض دل
مایه صد بحر و کان در دیده ها دارم هنوز
کی توانم لاف زد در عشق از ضعف بدن
من که بر تن جای نقش بوریا دارم هنوز
لوح دل را شستم از سیل سرشک آیینه وار
تا نپنداری که در دل مدعا دارم هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات خود نسبت به عشق و زیبایی صحبت میکند. او اشاره میکند که با وجود دشواریها و مشکلات، هنوز هم عشق و زیبایی را در دل دارد. او از عشق نامشروع خود (بتان) سخن میگوید و حتی اگر به نظر دیگران ضعیف باشد، هنوز سرشار از احساسات عمیق است. در نهایت، شاعر بر تعهد خود به عشق تأکید میکند و نشان میدهد که دلش را از احساساتی شفاف و صادق پاک کرده است.
هوش مصنوعی: در نگاه خود هنوز مثل سرمه و تیرگی دارم و از زیباییهای چشمان آشنا که مرا جذب کردهاند، هنوز در دلم خاطرههایی دارم.
هوش مصنوعی: گرچه شکارچی من را به دور انداخته و من تنها یک استخوان بیارزش هستم، اما هنوز هم برای پرواز مثل هما (پرندهای افسانهای) آمادهام.
هوش مصنوعی: با اینکه در عشق چیزی ندارم و بیسرمایهام، اما از نعمت دل خود به اندازهی صد دریا دارایی دارم و این ثروت هنوز در چشمانم وجود دارد.
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم در مورد عشق سخن بگویم و خودم را بزرگ نشان دهم، در حالی که هنوز بدنم ضعیف و ناتوان است و نشانههای بیپناهی بر تنم باقیمانده است؟
هوش مصنوعی: دل خود را از اشک شستم تا مانند آینه شفاف و بینقص باشد، تا فکر نکنی که هنوز در دلام خواستهای دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.