بوالهوس لاف محبت زد و آزار کشید
کور دل صورت آیینه به دیوار کشید
شور دیوانگیم درس محبت آموخت
کارم از خدمت زنجیر به زنار کشید
قطره خون شد و در دیده حیرت جا کرد
هر گلابی که دلم زان گل رخسار کشید
خواب شیرین اجل هم نکند مخمورش
از لبت هر که می تلخ به گفتار کشید
دل چو در سینه تپد آفت راز است اسیر
لب خاموشی تو بدنامی گفتار کشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربههای عاشقانه و پیچیدگیهای آن سخن میگوید. او به احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند. عشق برای او همچون زنجیری است که او را به خود وابسته کرده و در عین حال، او را به آزار و رنج میکشد. شاعر به تردیدها و ناامیدیهای خود در عشق اشاره دارد و میگوید که حتی خواب شیرین مرگ هم نمیتواند او را از این احساسات رها کند. در نهایت، او به ناتوانی در بیان احساساتش و ترس از افشا شدن رازهای خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بیمحتوا حرف عشق زد و در عوض درد و رنج تحمل کرد. کسی که دیدش نادیده گرفته شده، تصویر خود را به دیوار انداخت.
هوش مصنوعی: شور و اشتیاق دیوانگیم به من درس عشق و محبت داد و کارم باعث شد که از خدمت به دیگران به پیوندی عمیق با آنها برسم.
هوش مصنوعی: هر گلابی که به چهره دلبرانهاش نگاه کردم، باعث شد که اشکهایم به جای آب، مانند قطرههای خون در بیفتند و در چشمانم بمانند.
هوش مصنوعی: هر کس که به زبانش تلخی بزند، خواب شیرین مرگ او را هم از دهانش دور نمیکند.
هوش مصنوعی: وقتی دل در سینه میتپد، نشانهای از رازهایی است که در دل نهفته است و سکوت تو باعث میشود که این رازها به شهرت نرسند و کلمات تو را بدنام کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر استاد سخن دست و دل از کار کشید
چون میان سخن و سامعه دیوار کشید
ساز اقسام سخن زو بنوا شد که زفکر
گشت باریک و بقانون سخن تار کشید
راه اقلیم سخن بسته نمی گشت فلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.