دلم زیاد نگاهت به شود می آید
چراغ خلوتم از بزم طور می آید
وداع هستی خود می کنم قرارم نیست
همین بس است که دیدم ز دور می آید
غبار راه قناعت که پیک اهل دل است
ز پایتخت سلیمان مور می آید
گذشت مدت عمرم به عجز و غافل از این
که خاکساری عشق از غرور می آید
به سویم از دل آواره نامه ای دارد
نگاه قاصدم از راه دور می آید
شراب از غم لعلش اسیر بسکه گداخت
به بزم باده کشان بی حضور می آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و longing (دلتنگی) خود صحبت میکند. او به زیبایی و نورانی بودن نگاه معشوق اشاره میکند که قلب او را پر میکند. شاعر به وداع با حقیقت هستی اشاره میکند و میگوید که فقط دیدن معشوق از دور برایش کافی است. او همچنین از زحمتی که عشق به او میدهد و غفلتش از زمان عمرش صحبت میکند و به یادآوری نامهای از سوی دل آوارهاش اشاره میکند. در نهایت، اشاراتی به شراب و غم عشق نیز وجود دارد که زندگی را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دل من به شدت مشتاق دیدار توست، همچنان که در تنهاییام، نور روشنایی از جمال تو برمیخیزد.
هوش مصنوعی: من از وجود خود وداع میکنم، و نیازی به بیشتر از این نیست؛ تنها کافی است که از دور کسی را میبینم که به سمت من میآید.
هوش مصنوعی: علامت تواضع و قناعت، نشانهای از روحی بلند و دلپر از محبت است، که حتی از دوردستها و مکانهای مهم نیز به سراغ کسانی میآید که به سادگی زندگی میکنند و از شرایط معمولی راضی هستند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی از عمرم گذشته است و من در حالی که از این موضوع غافل بودم، متوجه شدم که در تواضع و عشق، نشانهای از خودبزرگبینی وجود دارد.
هوش مصنوعی: نامه ای به سوی من آمده که نشان از دلتنگی و بی قراری کسی دارد. احساس می کنم پیام آور این نامه از فاصله ای دور به نزد من می آید.
هوش مصنوعی: شراب به خاطر غم دلبرش چنان به فراق او دچار شده که حتی در مجالس شراب هم بدون او حضور دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.