ز خود هم می گریزد راز پنهان کسی دارد
غبار وحشتم بوی گلستان کسی دارد
دل دیوانه ام شبها پری در خواب می بیند
سری با سایه سرو خرامان کسی دارد
چه نقاشانه می آید صبا از گلشن کویش
سرانجامی برای چشم حیران کسی دارد
به رنگی می خرامد سرو استغنا شعار من
که پنداری به زیر هر قدم جان کسی دارد
ز غیرت غنچه می خندد گل زخم نمایانم
مگر دل نسبت دوری به پیکان کسی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و رازهایی سخن میگوید که در وجود خودش نهفته است. او به زیباییهای طبیعت، مانند بوی گل و حرکت نسیم، اشاره میکند و نشان میدهد که دنیای پیرامونش تحت تأثیر عشق و آلام درونیاش قرار دارد. دل شاعر در شبها به رویای پرندهای میرسد و درخت سرو را به عنوان نمادی از استغنا و زیبایی میبیند. همچنین، او به دشواریها و دوریهای عاشقانهاش اشاره میکند و در نهایت، حسرت و longing را با احساسات پیچیدهاش ترکیب میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که راز پنهانی در دل دارد، حتی از خود نیز فراری است. در عین حال، غبار ترس من از او بویی شبیه به گلستان دارد، که نشاندهنده زیبایی و نکتهای در وجود اوست.
هوش مصنوعی: دل دیوانهام در شبها، خوابهایی میبیند که در آن، پریی مشغول رقص است و کسی را میبیند که با قوارهی زیبا و آرامش، در کنار اوست.
هوش مصنوعی: نسیم بهاری از گلزار عشقت به طرزی زیبا و دلنواز میوزد و به نظر میرسد که برای آنکه چشمهای حیران کسی را به خود جلب کند، آمده است.
هوش مصنوعی: به گونهای حرکت میکند که گویی هر گام او جان کسی را در خود دارد و با زیبایی و شکوهش، نشاندهندهٔ آزادی و بینیازی است.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت، گل به خاطر زخمی که دارد میخندد و شاید دل کسی به خاطر فاصله دلشکسته شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.