دید در خواب که بر وضع جهان می خندد
شد جنون عاقل و دیوانه همان می خندد
دل پاک از من و کالای جهانی تزویر
نور این ماه به سامان کتان می خندد
دیده خجلت کشد از منع دل دور اندیش
همچو آن پیر که بر وضع جهان می خندد
سبزه شوخی مجنون دمد از گریه من
به گرانجانی خود ریگ روان می خندد
بلبل باغ جنون چون نشود خاموشی
دانه حلقه زنجیر فغان می خندد
طفل را گریه بیهوده گلی هست به یاد
می کند مشق و بر اوضاع جهان می خندد
صبح و شام از گل صد برگ محبت رنگین
عشق پاک است که بر هردو جهان می خندد
دلم از یاس کشد بوی بهاری که مپرس
غنچه ای هست که در فصل خزان می خندد
سینه صافی است بهاری که نسیمش خلق است
غنچه کین دل از خار زبان می خندد
شبنم آلود عرق چهره گره بر ابرو
چه خوش آینده در آغوش کمان می خندد
گل در آغوش نهالی است نزاکت ز قدش
خاک راهش ز لب آب روان می خندد
شوخی طفل مرا دیده محروم عزاست
خرم آن غنچه که از باغ نهان می خندد
دل بیدرد ز اندیشه غفلت شاد است
گل ز شوق سفر خواب گران می خندد
دل عاشق گل خاکستر عشق است اسیر
به صفا کاری آیینه گران می خندد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تماشای زیباییها و تناقضات زندگی و جهان میپردازد. شاعر با بیان اینکه در خواب به وضعیت جهان میخندد، جنون و عقل را کنار هم میگذارد و دل خالص را از تزویر دنیای مادی جدا میکند. او به احساسات مختلف، از شادی و غم گرفته تا عشق و زحمت، اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه حتی در سختیها نیز میتوان نوری از امید و سرزندگی جست. گلها، غنچهها و طبیعت نمادهایی از تغییر و زیباییاند که در نهایت بر تمامی اوضاع جهان خنده میزنند، نشانهای از پذیرش و شادی در برابر چالشها و ناملایمات زندگی.
هوش مصنوعی: در خواب مشاهده کرد که اوضاع جهان به طرز عجیبی مضحک شده و همه، چه انسانهای عاقل و چه دیوانهها، به این وضعیت میخندند.
هوش مصنوعی: دل پاک من و دنیای پر از فریب و تزویر، نور این ماه به پارچهی کتان میخندد.
هوش مصنوعی: چشمها از شرم میگریزند، چرا که دل، دوراندیش و عاقل است. مانند آن پیرمردی که به وضعیت جهان میخندد و به اوضاع خندهدار و ناپایدار آن آگاه است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالت غمگین خود اشاره میکند که حتی پس از گریه و زاریاش، سبزهها و طبیعت به نوعی مشغول شادی و شوخی به نظر میرسند. به طور کلی، این تصویر نشان دهنده تضاد بین احساسات انسان و بیتفاوتی طبیعت است. در اینجا، سبزهها به طور غیرمستقیم از اندوه او خندان و بیخبرند.
هوش مصنوعی: بلبل باغ جنون هرگز سکوت نمیکند و همچنان به آواز خواندن ادامه میدهد، گویی که زنجیرهایش به او اجازه نمیدهند صدایش خاموش شود و او با نغمههایش به فریاد و خنده میپردازد.
هوش مصنوعی: کودک به خاطر چیزی که نمیداند گریه میکند، در حالی که یاد کسی را میکند. اما وقتی به شرایط دنیا نگاه میکند، به آن میخندد.
هوش مصنوعی: عشق خالص و محبت مانند گلی زیباست که در هر صبح و شام خود را نشان میدهد و به زندگی و دنیا روح و رنگ میبخشد. این احساس بهقدری شگفتانگیز است که بر هر دو جهان لبخند میزند و زندگی را زیباتر میکند.
هوش مصنوعی: دل من از عطر بهاری سرشار است، اما نپرس چرا، چراکه یک غنچه در فصل پاییز، به خنده افتاده است.
هوش مصنوعی: دل بهاری و خالصی دارد که نسیم آن از سرزندگی و شادی مردم نشأت میگیرد، و در این حالت، گل دل از غم و دردهای زبانش لبخند میزند.
هوش مصنوعی: چهرهای که قطرات شبنم روی آن نشسته و با آرایش ابروهایش زیبایی دوچندان یافته، چه خوب است که در آغوش محبوب با لبخندی دلنشین به آینده خوشبین است.
هوش مصنوعی: گل در آغوش درختی است که عطوفت و لطافت خاصی دارد. از قد و قامت او، زمین مسیرش را با شادابی و لبخند از کنار آب جاری فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: دلخوشی و زیبایی را در کودکی میبینم که در جایی پنهان است و به خاطر آنکه میخندد، نشان از شادی و سرزندگی دارد. در مقابل، وقتی محروم و دور از آن شادی هستم، حسرت میخورم. غنچهای که در باغ از چشمها دور مانده، نشانهای از خوشی و زندگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل بیمار از فکر فراموشی خوشحال است و گل به خاطر شوق سفر، خواب عمیق را تمدید میکند و میخندد.
هوش مصنوعی: دل عاشق همچون گلی است که در خاکستر عشق نهفته است و به خاطر صفای وجودش در برابر تلخیها و دشواریها، مثل آینهای به زیبایی میخندد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.